( و پدر را گمراه ساخت ) » ؛ (
مَا زَالَ الزُّبَيْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْؤُومُ عَبْدُاللَّهِ
) .
نكته زبير و عبداللَّه بن زبير
زبير ، فرزند عوام و مادرش صفيه ، عمهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . در نوجوانى ، اسلام را پذيرفت و از افرادى بود كه زود اسلام را پذيرفتند . او مرد شجاعى بود و در جنگهاى اسلامى شجاعت خود را نشان داد . در جنگهاى متعدد مهمى ازجمله بدر ، احد ، خندق و حنين شركت داشت و طرفداران او فضائلى براى او برشمردهاند . او در زمان خليفهء دوم جزء شوراى شش نفرى او بود و جالب اينكه در آن شورا به على عليه السلام رأى داد و در جريان سقيفه نيز از مدافعان على عليه السلام بود ولى معالأسف زندگى او پايان خوبى نداشت چراكه بعد از خلافت ظاهرى اميرمؤمنان على عليه السلام براثر حسادت و جاهطلبى و تحريك معاويه و وسوسههاى طلحه و همچنين فرزندش عبداللَّه ، بيعت خود را با على عليه السلام شكست و در جنگ جمل حاضر شد . اما پيش از آغاز جنگ با نصايح على عليه السلام به اشتباه خود پى برد و از جنگ كنارهگيرى كرد و مردى به نام ابن جرموز او را در يكى از بيابانهاى اطراف بصره به قتل رسانيد و هنگامى كه اين خبر به على عليه السلام رسيد بهشدّت ناراحت شد و بر عاقبت سوء او تأسف خورد . « 1 »
اما فرزندش عبداللَّه بن زبير از اولين كسانى بود كه بعد از هجرت به مدينه در ميان مسلمانان متولد شد علاقهمندان به او فضايل زيادى براى وى ذكر كرده ، شجاعت او را ستوده و او را از خطباى انگشتشمار قريش محسوب داشتهاند .
او در سال شصت و چهار هجرى بعد از مرگ يزيد ، حاكم مصر و حجاز و يمن
هامش
( 1 ) . دربارهء زبير توضيح بيشترى در جلد دوم ، صفحهء 254 ذيل خطبهء 31 دادهايم .