و خراسان و اكثر شام شد و پايتخت خود را مدينه قرار داد ولى در زمان عبدالملك به دست حجاج بن يوسف ثقفى در حالى كه از مدينه به مكه آمده بود كشته شد و اين ، بعد از آن بود كه همهء يارانش او را رها كرده بودند و بدنش را مدتها به دار آويزان كردند و اين در سال 73 هجرى بود .
ابن عبدالبَر در كتاب استيعاب مىنويسد : نامگذارى او بهوسيلهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود و حتى گفتهاند : پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تولد براى او دعا كرد .
در عين حال ، همين عبدالبَر مىنويسد كه او صفاتى داشت كه با خلافت سازگار نبود . ازجمله بخيل و خسيس و بدخلق و حسود بود . او محمّد بن حنفيه را از مكه و مدينه بيرون فرستاد و عبداللَّه بن عباس را به طائف تبعيد كرد . « 1 »
بعضى از مورخان نوشتهاند كه او چهل روز جمعه در نماز جمعه نامى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نبرد و درودى بر آن حضرت نفرستاد . هنگامى كه مردم به او اعتراض كردند گفت : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خانوادهء بدى دارد كه اگر من درود بر آن حضرت بفرستم مردم به خانوادهء او علاقهمند مىشوند و سبب خوشحالى آنها مىگردد . « 2 »
و اين نشانهء نهايت عداوت او با اهل بيت پيغمبر عليهم السلام بود .
ابن ابىالحديد در ادامهء اين سخن مىنويسد : هنگامى كه عبداللَّه بن زبير بغض و عداوت خود را دربارهء بنىهاشم آشكار ساخت و نام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را در هيچ خطبهاى ، نه در روز جمعه و نه در غير جمعه ، نبرد جمعى از نزديكانش او را سرزنش كردند و اين كار را به فال بد گرفتند و او را از عاقبت خطرناك اين كار برحذر داشتند . ابن زبير گفت : واللَّه من آشكارا نمىگويم ولى در پنهان نام آن حضرت را مىبرم ( و درود مىفرستم ) ولى من ديدم بنىهاشم وقتى نام آن
هامش
( 1 ) . ابن عبدالبر ، استيعاب ، شرح حال عبداللَّه بن زبير ؛ شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 20 ، ص 102 به بعد .
( 2 ) . الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 293 .