دل بگيرد درونش پر از غمواندوه مىشود ؛ اندوهها بركانون قلبش پيوسته مىرقصند و همواره غمهاى سنگينى او را مشغول مىسازد و غمى جانكاه او را محزون مىنمايد .
اين وضع همچنان ادامه مىيابد تا آنجا كه ( پنجهء مرگ ) گلويش را مىفشارد و او را به گوشهاى مىافكند در حالى كه رگهاى حياتش قطع شده ، مرگ او در پيشگاه خداوند بىاهميت و افكندنش به گورستان براى دوستانش آسان است . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مرحوم خطيب در اينجا گويا آمادگى براى بررسى اسناد اين گفتار حكيمانه نداشته و مانند بعضى از كلمات قصار حواله به آخر كتاب خود مىكند و همانطور كه قبلًا هم اشاره كردهايم متأسّفانه موفق نمىشود به قول خود عمل كند و منابع ترك شده را در آخر كتاب بياورد . ولى مرحوم ابن شعبهء حرانى در تحف العقول اين گفتار حكيمانه را از آغاز تا انتها با تفاوتهاى زيادى ذكر كرده و مىدانيم كه او قبل از مرحوم سيد رضى مىزيسته است . ( تحف العقول ، ص 221 ) .
مرحوم آمدى نيز در غررالحكم بعضى از قسمتهاى آن را با كمى تفاوت آورده است ( غررالحكم ، ح 2581 ) و ديلمى ( متوفاى 841 ) بخشهايى از آن را در كتاب اعلام الدين ( ص 130 ) ذكر كرده است .