و بر بدن او نشست و مقدرات الهى واقع شد . در آن حال مىگفت : تاكنون به خاك افتادن كسى را نديدم كه از من بدبختتر باشد . و اين در حالى بود كه سالها همراه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جهاد كرده و از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حمايت نموده بود .
سرانجام اين افتخارات را از دست داد . حسن بصرى مىافزايد : من قبر او را ديدم كه عابران آن را آلوده كرده بودند . اما زبير ؛ او نيز هنگامى كه پشيمان شد و از جنگ جمل كنارهگيرى كرد بهسراغ يكى از قبايل عرب آمد و گفت : مرا پناه بدهيد . به او گفتند : اى زبير ! تو قبلًا به ديگران پناه دادى و نياز به پناه نداشتى . از چه چيز مىترسى ؟ به خدا سوگند پسرت باعث اين ترس تو شده است . در اين هنگام ابن جرموز بهسراغ او رفت و او را به قتل رساند . و به خدا سوگند هرگز كسى را ضايعتر از او نديدم . قبر او در سرزمين وادى السباع ، محلى است كه شغالان آن را آلوده مىكنند .
سپس مىافزايد : «
وَلَمّا خَرَجا لَم يُدْرِكا ما طَلَبا ولَم يَرجِعا إلى ما تَرَكا
؛ آرى ، اين دو نفر از دنيا رفتند و به آنچه مىخواستند ، نرسيدند ( و آنچه را از دست دادند نيز دوباره بهدست نياوردند ) » . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . جمل ، ص 384 و 385 .