شده است : «
أخْسَرُ النّاسِ مَن رَضِى بالدُّنْيا عِوَضاً عن الآخِرَةِ
؛ زيانكارترين مردم كسى است كه دنيا را بهجاى آخرت بپذيرد . ( و براى رسيدن به آن هيچ قيد و شرطى قائل نباشد ) » . « 1 »
در آيهء 14 سورهء حديد آمده است : « « وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِىُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ » ؛ ولى شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار ( هاى بيهوده ) كشيديد ، و ( در همه چيز ) شكّ و ترديد داشتيد ، و آرزوهاى دور و دراز ، شما را فريب داد تا فرمان ( مرگ از سوى ) خدا فرارسيد ، و شيطان فريبكار شما را در برابر ( اوامر ) خداوند فريب داد ! » .
جملهء «
لَمْ تُسَاعِدْهُ الْمَقَادِيرُ
» اشاره به اين است كه تقديرات با گروهى همراه مىشود و آنها به خواستهء دل و هوسهاى خود مىرسند و دست خالى از دنيا مىروند . گرچه اينها نيز زيانكارند ولى از آنها زيانكارتر كسانى هستند كه به آن خواستهها نيز نمىرسند .
اين سخن را با كلامى عبرتانگيز از مرحوم شيخ مفيد در كتاب جَمَل پايان مىدهيم . او از حسن بصرى « 2 » چنين نقل مىكند كه طلحه از يكى از مزارع بسيار وسيع و مهم كه عثمان به او بخشيده بود خارج مىشد مزرعهاى كه گاه هنگام رفتن به آنجا هزار سوار او را همراهى مىكردند سپس همراه او از مزرعه بازمىگشتند و اين وضع همچنان ادامه يافت تا او در قتل عثمان شركت كرد .
هنگامى كه جنگ جمل فرارسيد براى جنگيدن به وسط ميدان آمد در حالى كه زره محكمى پوشيده بود تا او را از تيرهاى دشمن حفظ كند . ناگهان تيرى آمد
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 2472 .
( 2 ) . معروف اين است كه حسن بصرى در جنگ جمل حضور نداشت و حتى در بعضى از روايات آمده است كه اوبعداً سخت از اين مسأله پشيمان شد ( بحارالانوار ، ج 1 ، ص 78 ) و آنچه در روايت مورد بحث از حسن نقل شده ظاهراً با واسطه بوده است همانگونه كه روايات ديگرى از او دربارهء جنگ جمل با تصريح به واسطه نقل شده است . ( بحارالانوار ، ج 32 ، ص 327 ، ح 313 ) .