تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
« « فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّن‌َالنَّاسِ تَهْوِى إِلَيْهِمْ » ؛ دل‌هاى گروهى از مردم را متوجّه آن‌ها ساز » . « 1 » جالب توجه اين‌كه مرحوم كلينى هنگامى كه اين گفتار حكيمانه را در روضهء كافى از امام اميرمؤمنان عليه السلام نقل مىكند مقدمه‌اى به اين صورت مىآورد : « قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام كَانَتِ الْفُقَهَاءُ وَالْعُلَمَاءُ إِذَا كَتَبَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ كَتَبُوا بِثَلَاثَةٍ لَيسَ مَعَهُنَّ رَابِعَةٌ مَنْ كَانَتْ هِمَّتُهُ آخِرَتَهُ كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنْيا وَ مَنْ أَصْلَح سَرِيرَتَه . . . ؛ اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : دانشمندان و علما ( انبيا و اوليا ) هنگامى كه مىخواستند نصيحتى براى ديگران بنويسند سه چيز را كه چهارمى نداشت مىنگاشتند : كسى كه در فكر آخرتش باشد خدا مشكل دنيايش را حل خواهد كرد و كسى كه باطنش را اصلاح كند . . . » . « 2 » ازاين روايت به خوبى استفاده مىشود كه عمل به اين سه برنامهء مهم براى سعادت انسان در دنيا و آخرت كافى است و نياز به چيز ديگرى نمىباشد . مرحوم علامهء شوشترى در شرح نهج‌البلاغهء خود داستان عجيبى كه شاهد بخشى از سخن مولاست در ذيل اين كلام از تاريخ مروج الذهب نقل كرده ، مىگويد : در زمان متوكل عباسى شخصى به نام اسحاق بن ابراهيم ، والى بغداد بود شبى در خواب ديد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او مىگويد : اين قاتل را آزاد كن . اسحاق بسيار ترسيد و روز بعد فهرست اسامى زندانيان را بررسى كرد و قاتلى در آن نديد . دستور داد مأموران زندان را احضار كردند . سؤال كرد : آيا شخص متهم به قتل در زندان‌ها وجود دارد ؟ يكى از آن‌ها گفت : آرى ما اسمش را در فهرست زندانيان نوشته‌ايم . اسحاق مجدداً نگاهى به‌فهرست اسامى كرد در لابه‌لاى آن‌ها نام مردى را ديد كه شهود گواهى به قاتل بودن او داده و خودش نيز اقرار كرده بود . دستور داد احضارش كنيد ، به او گفت : اگر راست بگويى من تو را
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 37 . ( 2 ) . كافى ، ج 8 ، ص 307 ، ح 477 .