به حداقل ضروريات زندگى ، سبب مىشود كه انسان زندگى بسيار سادهاى داشته باشد . اداره كردن زندگى ساده كار مشكلى نيست در حالى كه افراد حريص هر قدر اموال و امكاناتشان بيشتر شود ، آتش حرصشان تندتر مىگردد و به اين ترتيب همواره در رنج هستند در حالى كه شخص قناعتپيشه زندگى آرام و آسودهاى دارد .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« خِيارُ أُمَّتِى الْقانِعُ وَشِرارُهُمُ الطَّامِعُ ؛
بهترين افراد امت من قناعتپيشگان و بدترين آنها طمعكارانند » . « 1 »
افزون بر اين از روايات اسلامى استفاده مىشود كه بىنيازى بدون قناعت حاصل نمىشود ؛ از جمله در حديثى از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل شده است :
« مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ ؛
كسى كه قانع باشد به آنچه خدا به او روزى داده است ، غنىترين مردم است » . « 2 »
كلينى رحمه الله بابى تحت عنوان « باب القناعة » در جلد دوم كافى آورده و در آن احاديث بسيارى در اهميت و فضيلت اين صفت ذكر كرده است .
سپس امام عليه السلام در دهمين نكته مىفرمايد : « آنكس كه فراوان ياد مرگ كند به اندكى از دنيا راضى مىشود » ؛
( وَمَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيَا بِالْيَسِيرِ )
. روشن است آنكس كه مرگ را فراموش كند و در عالم خيال و پندار ، زندگى را جاويد بداند حرص بر او غلبه مىكند و هرچه از دنيا به دست آورد به آن قانع نخواهد بود ؛ اما آنكسكه مىداند ممكن است فردا بانگ رحيل از اين جهان براى او سر داده شود و يا به تعبير ديگر پايان عمر خود را در هر لحظه امكانپذير مىبيند به مقدارى كه نياز دارد راضى مىشود و از حرص و طمع باز مىماند .
هامش
( 1 ) . كنزالعمّال ، ج 3 ، ص 391 ، ح 7095
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 139 ، ح 9