در كلام ديگرى مىفرمايد :
« لَوِ اعْتَبَرْتَ بِما أضَعْتَ مِنْ ماضي عُمْرِكَ لَحَفِظْتَ ما بَقِىَ ؛
اگر از آنچه از گذشتهء عمرت ضايع كردهاى عبرت بگيرى ، باقىماندهء عمر را حفظ خواهى كرد » . « 1 »
بخش ديگرى از درسهاى عبرتانگيز را در جهان غير انسانها مىبينيم . در هر خزانى كه بعد از بهار مىآيد ، ويرانىهايى كه پس از عمارت صورت مىگيرد ، زلزلهها ، سيلابها ، آتشفشانها و مانند آنها .
اين سخن را با حديث ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام - كه پيش از اين هم به آن اشاره كردهايم - پايان مىدهيم : آن حضرت از كنار مدائن عبور مىكرد ، هنگامى كه آثار كاخ كسرا را ديد كه در شرف ويران شدن است يكى از مردانى كه در خدمت آن حضرت بود اين شعر را قرائت كرد :
جَرَتِ الرّياحُ عَلى رُسُومِ دِيارِهِمْ * فَكَأنَّهُمْ كانُوا عَلى ميعادٍ
بادها در ويرانههاى خانههاى آنها وزيد ؛ گويى آنها وعدهگاهى داشتند كه مىبايست به سراغ آن بروند .
اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : چرا اين آيات را نخواندى ؟ : « كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ * وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ * كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ * فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ » ؛ چه بسيار باغها و چشمهها كه از خود به جاى گذاشتند و زراعتها و قصرهاى زيبا و گرانقيمت و نعمتهاى فراوان ديگرى كه در آن غرق بودند . آرى اينگونه بود ماجراى آنان و ما اينها را ميراث براى اقوام ديگرى ساختيم ، نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين ( و نه اهل زمين و آسمان ) و نه ( به هنگام رسيدن لحظهء سرنوشت ) به آنها مهلتى داده شد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 3038
( 2 ) . دخان ، آيهء 25 - / 29 . ( بحارالانوار ، ج 32 ، ص 422 ، ح 387 )