شرح و تفسير اسباب عبرت ، بسيار است ولى . . .
امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانهء خود به يكى از مهمترين مسائل سرنوشتساز در زندگى انسانها اشاره كرده مىفرمايد : « اسباب عبرت ، بسيار است ؛ ولى عبرتگيرنده كم است » ؛
( مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَأَقَلَّ الْإِعْتبَارَ ! )
. منظور از « عبرت » ، حوادثى است كه در گذشته يا در زمان حال واقع مىشود ، خواه در تاريخ زندگى انسانها و خواه در حوادث ديگر كه مايهء بيدارى و پند گرفتن و استفاده كردن براى اصلاح اشتباهات و پيمودن صراط مستقيم در زندگى است .
يكى از دانشمندان مىگويد :
« الْعِبْرَةُ أنْ تَجْعَلَ كُلَّ حاضِرٍ غالِباً وَالْفِكْرَةُ أنْ تَجْعَلَ كُلَّ غائِبٍ حاضِراً ؛
عبرت آن است كه تمام آنچه را حاضر است در گذشته مشاهده كنى و فكر آن است كه گذشته را امروز در برابر خود ببينى » . « 1 »
اين سخن در واقع برگرفته از قرآن مجيد است كه پس از نقل ماجراى بسيار عبرتانگيز يوسف عليه السلام مىفرمايد : « لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّاوْلِى الْأَلْبَابِ » ؛ در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود ! » . « 2 »
اين آيه ناظر به حوادث عبرتانگيزى است كه در زندگى انسانها رخ
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علامهء شوشترى ، ج 12 ، ص 37
( 2 ) . يوسف ، آيهء 111