مىدهد و در آيهء ديگرى از همين سوره به حوادثى اشاره مىكند كه در جهان پيرامون ما واقع مىشود و مىفرمايد : « وَكَأَيِّنْ مِّنْ آيَةٍ فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ » ؛ و چه بسيار نشانهاى ( از خدا ) در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مىگذرند و از آن رويگردانند ! » . « 1 »
در آيهء 41 سورهء « نور » نيز مىفرمايد : « يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّاوْلِى الْأَبْصَارِ » ؛ خداوند شب و روز را دگرگون مىسازد ؛ در اين عبرتى است براى صاحبان بصيرت ! » . « 2 »
بنابراين ، حوادث عبرتانگيز تنها مربوط به تاريخ بشر نيست ، بلكه در كلّ جهان آفرينش ممكن است رخ دهد .
به برگهاى زرد درختان پاييزى نگاه كنيد كه با اندك نسيمى از شاخه جدا مىشوند و به هرسو پراكنده مىگردند . اگر كمى به عقب برگرديم و نشاط و طراوت و استحكام آنها را در فصل بهار ببينيم كه محكم به شاخهها چسبيده بودند حتى اگر طوفان درخت را واژگون مىكرد ، برگ از درخت جدا نمىشد ، از اين منظره مىتوانيم زندگى خود را بررسى كنيم ، فصل جوانى و پيرى كه همچون بهار و پاييز عمر است در برابر ما مجسم مىشود و بهترين عبرتها را مىگيريم .
كاخهاى ويران شدهء شاهان و قبرستانهاى خاموش و اموال و ثروتهاى ثروتمندانى كه به فرزندان نااهل آنها رسيده ، همگى براى ما درس عبرت است .
در حديث معروفى آمده است :
« كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِيذَرٍّ رحمه الله التَّفَكُّرَ وَالْاعْتِبَارَ ؛
بيشترين عبادت ابوذر ، انديشيدن و عبرت گرفتن بود » . « 3 »
اين عبرتها را مىتوان در سه بخش خلاصه كرد : عبرتهايى كه انسان از
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 105
( 2 ) . نور ، آيهء 44
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 323