البته فلاسفه و عالمان بايد از طرق استدلالى ، مشكلات جبر را حل كنند و از نظر ما كاملًا حل شده است كه شرح آن ذيل حكمت 78 آمد و از آن مشروحتر در تفسير نمونه و كتاب انوارالاصول آمده است ؛ ولى تودهء مردم براى اينكه به گمراهى نيفتند بايد در اين مسئله به همان استدلالات ساده قناعت كنند و به گفتهء شاعر :
اين كه گويى اين كنم يا آن كنم * خود دليل اختيار است اى صنم
دليل اختيار را تصميمگيرىهاى مختلف ، و آزادى اراده را كه با وجدان درك مىكنند بدانند و به همين مقدار قانع باشند .
به همين دليل امام عليه السلام در كلام حكيمانهء بالا مخاطب و امثال او را كه از افراد عادى بودند از پيمودن اين راه منع كرده و آن را دريايى ژرف و خطرناك شمرده و از اسرار الهى معرفى فرموده كه نبايد خود را براى فهم آن به زحمت افكند .
قرآن مجيد در آيات مختلف ، براى فهم عموم ، پرده از روى بخشى از آن برداشته مىفرمايد : « إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » ؛ ما راه را به انسان نشان داديم مىخواهد شكرگزار باشد يا كفران كننده » . « 1 »
در جاى ديگر مىفرمايد : « فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ » ؛ ما اسباب هدايت را در اختيار انسان گذاشتيم . آن كس كه مىخواهد ايمان بياورد و آن كس كه نمىخواهد ايمان نياورد » . « 2 »
از آنجا كه توجه به مسئلهء اختيار و آزادى اراده گاه انسان را به تفويض مىكشاند و آدمى سيطرهء الهى را بر خود انكار مىكند و خويش را « فَعّال ما يَشاء » مىپندارد ، در جاى ديگرى قرآن مىگويد : « وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ » ؛ شما اراده نمىكنيد مگر اينكه خدا اراده كند » . « 3 » اشاره به اينكه شما آزاديد اما در عين
هامش
( 1 ) . انسان ، آيهء 3
( 2 ) . كهف ، آيهء 29
( 3 ) . انسان ، آيهء 30