حكيم بيان شده ، اين كلام با لوح محفوظ و كتاب علم الهى تناسب دارد كه در آنجا همهء مقدرات ثبت است .
علامهء مجلسى رحمه الله در بحارالانوار در باب « القلم و اللوح المحفوظ » نيز رواياتى را نقل مىكند كه « ذكر حكيم » در آنها بهطور واضح به لوح محفوظ تفسير شده است . « 1 »
بنابراين نبايد ترديد كرد كه منظور از « ذكر حكيم » در اينجا قرآن مجيد نيست بلكه همان لوح محفوظ است كه گاهى به عنوان علم الهى تفسير مىشود .
سپس امام عليه السلام به نتيجهء اين اقتصاد اشاره كرده ، مىفرمايد : « كسى كه از اين حقيقت آگاه باشد و به آن عمل كند آسايش و راحتى و منفعتش از همه كس بيشتر است و آن كس كه آن را ترك گويد و در آن شك و ترديد كند از همهء مردم گرفتارتر و زيانكارتر است » ؛
( وَالْعَارِفُ لِهذَا الْعَامِلُ بِهِ ، أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَةً فِي مَنْفَعَةٍ ، وَالتَّارِكُ لَهُ الشَّاكُّ فِيهِ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغُلًا فِي مَضَرَّةٍ )
. نتيجهگيرى امام عليه السلام كاملًا روشن و منطقى است ؛ افراد حريص كه دائماً براى رسيدن به آنچه برايشان مقدّر نشده دست و پا مىزنند ، پيوسته در زحمتند و روحشان در عذاب و جسمشان خسته و ناتوان است ، و به عكس ، آنهايى كه به مقدرات الهى قانع هستند ، نه حرص و آز بر آنها غلبه مىكند و نه پيوسته در تلاش و عذاب و زيادهخواهى هستند .
بارها گفتهايم اينگونه تعبيرات كه در آيات قرآنى و روايات در مورد تقدير روزى وارد شده ، مفهومش اين نيست كه از تلاش و كوشش براى پيشرفت اقتصادى و تأمين زندگى آبرومندانه دست بكشيم ، زيرا آن يك وظيفهء واجب است كه در روايات اسلامى نيز بر آن تأكيد و حتى همرديف جهاد فى سبيلاللَّه شمرده شده است ، همانگونه كه در حديث معروف معتبرى از امام صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 54 ، ص 372 ، ح 17 و 19