يك از آنها سودى نداشت و كوششها و كمكهايت براى آنها نتيجهاى نمىداد و با نيرويت دفاعى از آنها نكردى ( و سرانجام با همهء اين تلاش و كوششها مرگ گريبانشان را گرفت و به همه چيز پايان داد ) » ؛
( كَمْ عَلَّلْتَ بِكَفَّيْكَ ، وَكَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ ! تَبْتَغِي لَهُمُ الشِّفَاءَ ، وَتَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ ، غَدَاةَ لَايُغْنِي عَنْهُمْ دَوَاؤُكَ ، وَلَا يُجْدِي عَلَيْهِمْ بُكَاؤُكَ . لَمْ يَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُكَ ، وَلَمْ تُسْعَفْ فِيهِ بِطِلْبَتِكَ وَلَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِكَ ! )
. ( توجه داشته باشيد ) كه « علّلت » از ريشهء « تعليل » به معناى به معالجه پرداختن و « مرضت » از مادهء « تمريض » به معناى پرستارى نمودن و « تَسْتَوْصِفُ » از ريشهء « وصف » گرفته شده و در اينجا به معناى طلب راه درمان از طبيب است و « إشْفاق » به معناى محبت آميخته با ترس و « تُسْعَفْ » از مادهء « اسْعاف » به معناى يارى طلبيدن و كمك كردن است .
امام عليه السلام در اين گفتار شفاف و بسيار روشن صحنههاى عبرتانگيز دنيا را به طرز بسيار آموزندهاى ترسيم فرموده و به پرستارانى اشاره مىكند كه حال بيمارشان روز به روز سختتر مىشود ، گاه به دعا متوسل مىشوند ، گاه به طبيب و دارو ، گاه بيتابى مىكنند و دلسوزى و گاه سيلاب اشك از چشمشان سرازير مىشود ؛ ولى هيچ كدام از آنها سودى نمىبخشد و بيمار در برابر چشمان اشكآلود آنها جان مىسپارد . اينها امورى است كه بسيارى از مردم تجربه كردهاند و آنها كه تجربه نكردهند از ديگران شنيدهاند . آيا اين صحنهها كافى نيست كه انسان به وسيلهء آن پى به بىاعتبارى و بىوفايى دنيا ببرد ؟
در پايان اين بخش امام عليه السلام مىفرمايد : « و ( بدين ترتيب ) دنيا با اين نمونهها وضع تو را نيز مجسم ساخته است و با قربانگاههاى او ( براى ديگران ) ، قربانگاه تو را » ؛
( وَقَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ الدُّنْيَا نَفْسَكَ ، وَبِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ )
. اشاره به اينكه اين گورستانهايى كه در اطراف شهر و ديار توست و بيماران
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٩