( و گناه را به گردن آن مىافكنى ؟ ) تو ادعا مىكنى كه دنيا بر تو جرمى روا داشته يا دنيا چنين ادعايى بر تو دارد ؟ چه زمانى دنيا تو را به خود مشغول ساخت ، يا كى تو را فريب داد ؟ آيا به محلى كه پدرانت به خاك افتادند و پوسيدند تو را فريب داده ؟ يا به خوابگاه مادرانت در زير خاك ؟ چهقدر با دست خود به بيماران پرداختى و چهقدر آنها را پرستارى كردى ؟ درخواست شفا براى آنها مىكردى و از طبيبان ، راه درمان آنها را مىخواستى ، در آن روزهايى كه داروىِ تو به حال آنها سودى نداشت و گريهء تو فايدهاى نمىبخشيد ، و دلسوزى آميخته با ترس تو براى هيچ يك از آنها سودى نداشت و كوششها و كمكهايت براى آنها نتيجهاى نمىداد و با نيرويت دفاعى از آنها نكردى ( و سرانجام با همهء اين تلاش و كوششها مرگ گريبانشان را گرفت و به همه چيز پايان داد ) . دنيا با اين نمونهها ( كه براى تو گفتم ) وضع تو را نيز مجسم ساخته و با قربانگاههاى او ( براى ديگران ) ، قربانگاه تو را ! « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مرحوم خطيب در كتاب مصادر نهجالبلاغه مىگويد : اين كلام بسيار پربار قبل از سيّد رضى و بعد از او در منابع زيادى نقل شده است سپس به سيزده منبع از آنها اشاره مىكند از جمله : « ابن قتيبه » در عيون الاخبارِ ، « جاحظ » در البيان و التبيين ، « مسعودى » در مروج الذهب ، تاريخ يعقوبى و ارشاد مفيد است . « ابن عساكر » نيز در جلد دوازدهم تاريخ دمشق آن را به طرق متعددى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل كرده است . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 117 ) .