آنهاست . از آنجا كه آنها حريم افراد باشخصيت را مىشكنند و جسورانه سخن مىگويند ، اين تحمل و بردبارى سبب مىشود چهرهء مظلوميت به خود بگيرند و مردم فهميدهء جامعه به يارى آنها بر ضد سفيهان و بىخردان برخيزند و آنها را ساكت كرده بر جاى خود بنشانند .
سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام و بسيارى از بزرگان دينى همين بوده است .
حقيقت « حلم » همانگونه كه در حديثى از امام حسن مجتبى عليه السلام آمده است :
« كَظْمُ الْغَيْظِ وَمِلْكُ النَّفْسِ »
است يعنى حلم فروبردن غضب و تسلط بر نفس خويش است به گونهاى كه عكسالعملى نشان ندهد . « 1 »
در زندگى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بارها خواندهايم كه افراد نادان و جسورى خدمتش مىرسيدند و تعبيرات ناروايى نثار مىكردند و حتى گاه با شخص حضرت درگير مىشدند ؛ اما آن حضرت تحمل مىكرد و به حل مشكلاتشان مىپرداخت .
داستان امام حسن مجتبى عليه السلام و آن مرد شامى نيز معروف است .
در كتاب أسد الغابه در سرگذشت « قيس بن عاصم » مردى كه بزرگ قبيلهء خود و مورد احترام رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود مىخوانيم : « او بسيار به حلم و بردبارى مشهور بود ؛ از جمله اينكه « احنف بن قيس » صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد :
من حلم را از « قيس بن عاصم » آموختم ؛ روزى ديدم در كنار خانهاش نشسته و بر غلاف شمشيرش تكيه كرده بود و براى قومش سخن مىگفت . ناگهان مردى را دست بسته همراه با بدن مقتولى نزد او آورده گفتند : اين مرد دست بسته فرزند برادر توست كه فرزندت را كشته است . « احنف » مىگويد : « قيس » كلام خود را قطع نكرد تا زمانى كه تمام شد بعد رو به فرزند برادرش كه قاتل بود كرد و گفت :
اى پسر برادر ! كار بسيار بدى كردى ، خدا را عصيان نمودى ، رحِمَت را قطع
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 102 ، ح 2 .