پس از مرگ را آزمودهايم . چرا بيدار نمىشويم ؟
در عالم جنين پيوسته تطورات زندگى يكى پس از ديگرى نمايان مىگردد كه شبيه حيات پس از مرگ است . وانگهى خدايى كه در آغاز ، جهان را آفريد باز گرداندن حيات پس از مرگ براى او چه مشكلى دارد ؟ از همهء اينها گذشته خداوند را حكيم مىدانيم و از سويى نه نيكوكاران در اين دنيا غالباً به جزاى خود مىرسند و نه بدكاران . چگونه ممكن است خداوند حكيم و عادل در جهان ديگرى نتيجهء اعمالشان را به آنها ندهد ؟ « 1 »
در ششمين و آخرين جملهء حكيمانه مىفرمايد : « تعجب مىكنم از كسى كه دار فانى را آباد مىكند ولى دار باقى را ترك مىنمايد و به فراموشى مىسپارد » ؛
( وَعَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَتَارِكٍ دَارَ الْبَقَاءِ )
. همه با چشم خود مىبينيم اين جهان دار فانى است ؛ همه روز گروهى مىميرند و گروهى به دنيا مىآيند و جاى آنها را مىگيرند . سپس همين گروه جاى خود را به گروههاى ديگر مىدهند . كاخهاى زيبا بر اثر گذشت زمان به ويرانهاى مبدل مىشود و باغهاى پر از گل و گياه روزى پژمرده خواهند شد . همه چيز در گذر است و همه چيز رو به فنا مىرود . آيا عقل اجازه مىدهد كه انسان در آبادى اين دار فانى بكوشد ؛ اما سراى آخرت را كه در آن حيات جاويدان است فراموش كند و گامى در طريق عمران و آبادى آن از طريق ايمان و اعمال صالح بر ندارد ؟
اين موارد ششگانهاى كه امام عليه السلام از همهء آنها در شگفتى فرو مىرود بخشى از تناقضهايى است كه انسان در زندگى گرفتار آن است و گاه زندگى يك انسان را مجموعهاى از اين تناقضها و تضادها تشكيل مىدهد و عامل اصلى آن پيروى
هامش
( 1 ) . براى پى بردن به دلايل ششگانهء معاد بر گرفته از قرآن مجيد به كتاب ما پيام قرآن ، ج 5 بحث معاد مراجعه كنيد .