و بخل و لجاجت و دروغ و حسد و ظلم و ستم بر ديگران » . « 1 »
سرچشمهء لجاجت امور زيادى مىتواند باشد ؛ از جمله حب ذات افراطى كه سبب پافشارى بر رأى و عقيدهء خود مىشود و خود بزرگبينى كه سبب مىشود نظر خود را از همه برتر ببيند و بخل و حسادت كه او را از پذيرش نظر ديگران باز مىدارد و جهل و نادانى كه به انسان اجازه نمىدهد تمام جوانب مطلب را ببيند و تعصب شديد كه سبب پافشارى بر امور باطلى مىشود كه مورد تعصب اوست و دفاع بى دليل از قوم و قبيله و خانواده و بستگان كه سبب مىشود بر اعتقادات آنها پافشارى كند و امورى از اين قبيل .
يكى ديگر از عوامل اصلى لجاجت عدم شجاعت در بازگشت از نظرات باطل و پذيرفتن نظرات صحيح است ؛ شجاعتى كه متأسفانه در بسيارى از افراد وجود ندارد و همين امر گاه سبب مىشود عمرى در مسير باطل بمانند و به پرتگاهها كشيده شوند . تاريخ صحنههاى زيادى از بدبختىهايى كه باعث آن افراد لجوج بودند به خاطر دارد .
قرآن مجيد در سورهء « ملك » بعد از آنكه آيات روشنى را از خداوند ذكر مىكند به انحراف كافران اشاره كرده مىفرمايد : « بَلْ لَّجُّوا فِى عُتُوٍّ وَنُفُورٍ » ؛ آنها در سركشى و فرار از حقيقت لجاجت مىورزند » . « 2 »
در سورهء « نوح » دربارهء خودپرستان زمانش مىخوانيم : آنها بهقدرى لجوج بودند كه براى نشنيدن كلام نوح انگشتها را در گوش مىگذاردند و جامه به خود مىپيچيدند تا سخنان بيدارگر نوح را نشنوند . « وَإِنِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِى آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَاراً » . « 3 »
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 209 .
( 2 ) . ملك ، آيهء 21 .
( 3 ) . نوح ، آيهء 7 .