در چهارمين وصف مىفرمايد : « و خوشا به حال كسى كه اخلاق او نيكو است » ؛
( وَ حَسُنَتْ خَلِيقَتُهُ )
. « خليقة » كه به معناى خلق و خوست دو گونه تفسير شده است : بعضى آن را به معناى خلق و خوى باطنى تفسير كردهاند كه اشاره به كسانى است كه باطنى پاك دارند و به كسى شر نمىرسانند .
بعضى نيز آن را به معناى برخورد خوب و گشادهرويى با مردم تفسير كردهاند و معناى دوم مناسبتر به نظر مىرسد ، زيرا در جملهء قبل
« صَلَحَتْ سَرِيرَتُهُ »
به حسن باطن اشاره شده بود ، بنابراين جملهء مورد بحث اشاره به حسن ظاهر و برخورد خوب با مردم است .
حُسن خلق به اندازهاى در اسلام اهميت دارد كه در بعضى از روايات ، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان « نصف دين » معرفى شده است :
« حُسْنُ الْخُلْقِ نِصْفُ الدّينِ »
و در ادامهء اين حديث آمده است : كسى از پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد : برترين چيزى كه خداوند به فرد مسلمانى داده است چيست ؟ پيغمبر اكرم فرمود :
« الْخُلْقُ الْحَسَنِ »
. « 1 »
در پنجمين فصل فرموده است : « و خوشا به حال كسى كه اموال اضافى خود را در راه خدا انفاق مىكند » ؛
( وَأَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ )
. انفاق در راه خدا و كمك به نيازمندان از مهمترين امورى است كه قرآن كريم و روايات اسلامى بر آن تأكيد فراوان كردهاند و اگر تنها آيات مربوط به انفاق ، جمعآورى و تفسير شود ، كتاب قابل توجهى خواهد شد . مثلًا : قرآن كريم انفاق را به بذر پربارى تشبيه كرده كه در زمين مستعدى افشانده شود و از يك تخم ، هفتصد تخم يا چند برابر آن عائد گردد : « مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ » « 2 » و در آيهاى ديگر ، رسيدن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 393 ، ح 62 .
( 2 ) . بقره ، آيهء 261 .