وهابىهاى افراطى نجات يافت .
منظور از « بدعت » اين است كه چيزى را كه جزء دين نيست - اعم از اصول و فروع دين - به عنوان دين معرفى كنند و اگر باب بدعت باز شود چيزى نمىگذرد كه احكام و عقايد دينى دستخوش تغيير و تبديل و زوال و نابودى خواهد شد .
ولى نوگرايىهايى كه به دين نسبت داده نمىشود و به تعبير ديگر « بدعت عرفى » هرگز حرام نيست . مثلًا گرفتن مجالس جشن و سرور در ميلاد بزرگان اسلام يا مراسم عزادارى در شهادت و رحلت آنها براى عرض ارادت و امرى عرفى بدون اسناد به شرع مقدس است نه تنها اشكالى ندارد ، بلكه سبب پيشرفت در مسائل اعتقادى و اجتماعى مىشود . يا ساختن مساجد باشكوه با مناره و گنبد و محرابهاى متعدد و كتابخانه و كلاسهاى درس قرآن و احكام و مانند آن گرچه روايت خاصى در آنها وارد نشده باشد و كسى نيز آن را به عنوان يك دستور خاص دينى انجام نمىدهد ، همهء اينها امورى جايزند ، بلكه مىتوان بسيارى از آنها را در عنوان « تعظيم شعائر » به طور عام يا ابداع « سنت حسنه » كه در آيات و روايات از آن مدح شده است به حساب آورد .
عجيب است وهابيون افراطى بدون اينكه فرق ميان اين دو را درك كنند خودشان را گرفتار تناقضهاى غير قابل دفاع ساختهاند ؛ در مسجد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و در خانهء خدا دهها و صدها بدعت و نوآورى آوردهاند و هيچكدام به آن ايراد نمىكنند ؛ ولى اگر كسى مجلس جشن و سرورى براى ميلاد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تشكيل دهد بر او مىشورند و به او حمله مىكنند و اين نيست جز براى اينكه درك صحيحى از مفاهيم اسلامى ندارد و مخصوصاً تفاوت ميان بدعت شرعى و عرفى را نمىدانند .
مرحوم سيّد رضى در پايان اين سخن مىگويد : « بعضى از مردم اين كلام
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢