در احاديث مكرّر آمده است كه : با ايمان كسى است كه مسلمانان از شر او در امان باشند . « 1 »
آنگاه در هشتمين و آخرين سخن مىفرمايد : « خوشا به حال آن كس كه سنت براى او كافى است و بدعتى از او سر نمىزند » ؛
( وَوَسِعَتْهُ السُّنَّةُ ، وَلَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ )
. در واقع كسى كه به سنت پيغمبر اكرم و امامان معصوم عليهم السلام قناعت مىكند و آن را براى دين و دنياى خود كافى مىداند هرگز به سراغ بدعت نمىرود . بدعتها از آنِ كسانى است كه سنتها را كافى نمىدانند و خواستههاى خود را در بدعتها مىبينند .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« أهْلُ الْبِدَعِ شَرُّ الْخَلْقِ وَالْخَليقَةِ ؛
بدعتگزاران بدترين مخلوقات خدا و بدعتگزار نكوهيدهترين خلق است » . « 2 »
نيز از آن حضرت نقل شده كه در تفسير آيهء شريفهء : « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً » ؛ كسانى كه در آيين خود تفرقه ايجاد كردند ، و به دستههاى گوناگون ( و مذاهب مختلف ) تقسيم شدند » « 3 » فرمود :
« هُمْ أصْحابُ الْبِدَعِ وَأصْحابُ الْأهْواءِ
لَيْسَ لَهُمْ تَوْبَةٌ أنَا مِنْهُمْ بَرىءٌ وَهُمْ مِنّي بُرَآءُ
؛ آنها صاحبان بدعت و صاحبان آراى باطله هستند . توبهء آنها پذيرفته نمىشود ( زيرا گروههايى را منحرف ساختهاند ؛ تا آنها را باز نگردانند پذيرش توبه از آنان امكان ندارد ) من از آنها بيزارم آنها نيز از من بيزارند » . « 4 »
در اينجا نكتهء مهمى است كه بايد به آن توجه كرد تا از افتادن در دام
هامش
( 1 ) . همين معنا در خطبهء همام به صورت ديگرى آمده بود ( پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام ، ج 7 ، ص 681 ) و در بحارالانوار ، ج 14 ، ص 320 ، ح 23 و ج 64 ، ص 60 ، ح 3 .
( 2 ) . كنزالعمّال ، ح 1095 .
( 3 ) . انعام ، آيهء 159 .
( 4 ) . كنزالعمّال ، ح 1126 . ( طبق نقل ميزان الحكمة ( واژهء « بدعت » ) .