الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ
؛ اگر كسى در مشرق به قتل برسد و ديگرى در مغرب باشد و به آن قتل رضايت دهد شخص راضى در نزد خداوند شريك قاتل است » . « 1 »
روشن است كسانى كه به قتل امام حسين عليه السلام راضى شوند و به آن افتخار كنند در حقيقت ناصبىاند و ناصبىها به منزلهء كفار حربى هستند . روايات ديگرى نيز در همين زمينه هست كه ذكر همهء آنها به درازا مىكشد .
مرحوم صاحب وسائل نيز در جلد 11 در كتاب « الامر بالمعروف و النهى عن المنكر » باب پنجم را به همين مسئله اختصاص داده و هفده روايت در اين زمينه در آن نقل مىكند ؛ از جمله در حديثى از على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند :
« مَنْ شَهِدَ أَمْراً فَكَرِهَهُ كَانَ كَمَنْ غَابَ عَنْهُ وَمَنْ غَابَ عَنْ أَمْرٍ فَرَضِيَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَهُ ؛
كسى كه در صحنهء انجام كارى حضور داشته باشد اما در دل از آن ناخشنود باشد مانند آن است كه حضور نداشته و اما كسى كه غايب بوده و به آن رضايت داده گويى حاضر بوده ( و در آن كار شركت داشته است ) » . « 2 »
در اينجا ممكن است سؤالى مطرح شود كه ما روايات فراوانى داريم كه نيت معصيت ، معصيت نيست در حالى كه انسانى كه نيت معصيت مىكند در آن لحظه قطعاً راضى به معصيت است . جايى كه رضايت به معصيت خود گناهى نداشته باشد رضايت به معصيت ديگرى چگونه ممكن است موجب گناه شود ؟
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ شخصى كه نيت معصيت مىكند رضايت به معصيتى داده كه انجام نشده و اين شخص با كسى كه به معصيت و گناهى كه انجام گرفته است رضايت مىدهد تفاوت بسيار دارد .
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 45 ، ص 295 ، ح 1 .
( 2 ) . وسائلالشيعه ، ج 11 ، ص 409 ، ح 2 .