در سومين يادكرد آنها را افرادى بى هدف نام مىبرد كه دنبال هر صدايى مىروند ؛ امروز پاى پرچم زيد سينه مىزنند فردا پاى پرچم دشمنش .
« ناعق » از « نعيق » به معناى صدايى است كه چوپان براى راندن و نهيب زدن گوسفندان سر مىدهد . بعضى گفتهاند كه در اصل به معناى صداى كلاغ است ، سپس توسعه يافته و به صداى چوپان در برابر گوسفندان نيز اطلاق شده است .
در هر حال اين گروه را به گوسفندان بى عقل و شعورى تشبيه مىكند كه دنبال هر صدايى حركت مىكنند .
در چهارمين توصيف ايشان را به موجودات سبك و بى ريشهاى مانند برگهاى خشكيده ، پشهها و امثال آن تشبيه مىكند كه همراه باد به هر سويى مىروند و اين نيز دليل بر بىوزنى و بىهدفى آنهاست كه با هر نسيمى به سويى مىرود .
در پنجمين و ششمين توصيف كه در واقع علت اصلى تمام مشكلات و بدبختىهاى آنهاست مىفرمايد : آنها به نور علم روشن نشدهاند تا در مسير ثابتى به سوى اهداف والايى حركت كنند و نيز تكيهگاه محكمى ندارند كه به آن چسبيده باشند تا نسيمها و حتى طوفانها هم نتوانند آنها را جا به جا كنند . اينها حال كسانى است كه نه عالمند و نه متعلم ، نه دانشمند و نه پيرو دانشمندان .
در حديث كوتاه و پرمعنايى از امام صادق عليه السلام همين تقسيم سهگانه به شكل ديگرى بيان شده است :
« النَّاسُ ثَلَاثَةٌ : عَالِمٌ وَمُتَعَلِّمٌ وَغُثَاءٌ
؛ مردم سه دستهاند : يا عالم و يا كسب كنندهء علم از شخص عالماند و يا غثاء » . « 1 » ( غثاء در اصل به معناى گياهان خشكيدهاى است كه به صورت در هم ريخته بر روى سيلاب قرار مىگيرد . همچنين به كفهايى كه روى آب در حال جوشيدن در ديگ پيدا مىشود غثاء گفته شده است ) .
در واقع امام عليه السلام روى نقطهء اصلى مشكلات جوامع انسانى انگشت گذارده
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 34 ، ح 2 .