تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
سردمدار اين گروه اشعث بن قيس منافق بود كه تدريجاً عده‌اى از ساده‌لوحان را دور خود جمع كرد و هنگامى كه به جنگ با على عليه السلام برخاستند و شكست سختى خوردند تنها تعداد كمى از آنها باقى ماندند ؛ ولى اين تفكر از ميان نرفت و در طول تاريخ صدر اسلام طرفدارانى پيدا كرد كه - العياذ باللَّه - على عليه السلام را تكفير مىكردند . از بعضى از تواريخ معروف استفاده مىشود كه تفكر خارجى حتى در زمان پيغمبر هم در ميان بعضى آشكار شد و آن اين‌كه در ميان اصحاب شخصى به نام ذوالخويصره بعد از جنگ با هوازن هنگامى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخواست غنائم جنگى را در ميان جنگجويان تقسيم كند برخاست و عرض كرد : اى محمد من كار تو را ديدم رسول خدا فرمود : چگونه ديدى ؟ عرض كرد : عدالت را رعايت نكردى ؟ پيامبر خشمگين شد ، فرمود : واى بر تو اگر عدالت نزد من پيدا نشود نزد چه كسى پيدا خواهد شد ؟ عمر گفت : اى رسول خدا اجازه مىدهى من او را به قتل برسانم ؟ پيامبر فرمود : نه او را وارونه . مىبينم در آينده پيروانى مىيابد كه ( به گمان خود ) در دين تعمق پيدا مىكنند به گونه‌اى كه از دين خارج مىشوند ، همان‌گونه كه تير از چلهء كمان خارج مىشود . « 1 » از اين حديث روشن مىشود كه در واقع عنوان خوارج را پيغمبر اكرم به آنها داد و مفهومش خروج از آئين اسلام است . خوارج ظاهراً به عبادات اهميت زيادى مىدادند ، بسيارى از آنها اهل نماز شب ، حافظ يا قارى قرآن بودند و چهرهء مقدسى به خود مىگرفتند و همين باعث نفوذ ظاهرى آنها شد و توانستند گروهى از بىخبران نادان را گرد خود جمع كنند .
هامش
( 1 ) . ابن هشام در السيرة النبويه ، ج 4 ، ص 496 ؛ ابن‌اثير در كامل ، ج 2 ، ص 184 ؛ بخارى نيز در صحيح خود اين حديث را در باب « مؤلفة قلوبهم » آورده است .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 574 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي