و بد عمر و اجلى دارند مانند عمر و اجل انسانها ؛ به هنگامى كه دوران سختى پيش آيد صبر كنيد تا عمرش پايان گيرد و اجلش فرا رسد » .
نيز گفتهاند :
« إذا تَضَيَّفَتْكَ نازِلَةٌ فَأقْرِهَا الصَّبْرُ عَلَيْها وَأكْرِمْ مَثْواها لَدَيْكَ بِالتَّوَكُّلِ وَالْإحْتِسابِ لِتُرِحِّلَ عَنْكَ وَقَدْ أبْقَتْ عَلَيْكَ أكْثَرَ مِمَّا سَلَبَتْ مِنْكَ ؛
هنگامى كه حادثهء سختى به ميهمانى تو آمد با صبر و شكيبايى از آن پذيرايى كن و جايگاه آن را با توكل بر خدا و حساب عند الله گرامى بدار تا زمانى كه اين ميهمان از نزد تو برود در حالى كه بيش از آنچه از تو گرفته است براى تو باقى خواهد گذارد » . « 1 »
آنگاه در سومين جمله مىفرمايد : « زهد ثروت است » ؛
( وَالزُّهْدُ ثَرْوَةٌ )
. اشاره به اينكه انسان از ثروت آيا چيزى جز بىنيازى مىخواهد و آدم زاهدِ قانع ، از همهء خلق بىنياز است و چه بسا ثروتمندانى كه جزء نيازمندان هستند .
زهد همان بىاعتنايى به زرق و برق دنيا و مال و منال و شهرت و آوازه است .
زاهد كسى نيست كه فاقد اين امور باشد بلكه زاهد كسى است كه دلبسته و وابسته به اين امور نباشد ؛ خواه آن را داشته باشد يا نه ! بلكه مىتوان گفت :
زاهدان از ثروتمندان غنىترند ، چرا كه ثروتمندان از يك سو بايد پيوسته ثروت خود را حساب و كتاب كنند و از سوى ديگر مراقب باشند سارق و دشمنى آن را از دست آنها نگيرد در حالى كه زاهدان از همهء اينها بىنيازند . در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه خطاب به على عليه السلام فرمود :
« يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ قَدْ زَيَّنَكَ بِزِينَةٍ لَمْ يُزَيِّنِ الْعِبَادَ بِزِينَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْهَا ؛ زَيَّنَكَ بِالزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ؛
اى على خداوند تو را به زينتى آراسته كه هيچ بندهاى به زينتى بهتر از آن نزد خداوند آراسته نشده است تو را به زهد در دنيا آراسته است » . « 2 » و در حقيقت چنين است چون آراستگى به زهد انسان را به بسيارى از صفات ديگر از فضايل اخلاقى مىآرايد .
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 90 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 39 ، ص 297 ، ح 103 .