تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
سراغ جبران مىرود . ممكن نيست ايمان به چيزى در دل انسان راسخ باشد و عملى هماهنگ آن انجام ندهد . در حديثى از امام صادق عليه السلام در كتاب شريف كافى آمده است كه شخصى از او سؤال كرد « أَلَا تُخْبِرُنِى عَنِ الْإِيمَانِ أَقَوْلٌ هُوَ وَعَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ ؛ عرض كرد آيا به من خبر نمىدهى كه ايمان اعتقاد و عمل هر دو است يا فقط اعتقاد است » امام در پاسخ فرمود : « الْإِيمَانُ عَمَلٌ كُلُّهُ وَالْقَوْلُ بَعْضُ ذَلِكَ الْعَمَلِ ؛ تمام ايمان عمل است و ايمان بعضى از آن عمل است . ( اشاره به اين‌كه ركن اصلى ايمان عمل است ) » . « 1 » آن‌گاه در سومين و چهارمين جمله مىفرمايد : « به مقدار كفايت قانع گردد و از خدا راضى باشد » ؛ ( وَقَنِعَ بِالْكَفَافِ ، وَرَضِيَ عَنِ اللَّهِ ) . منظور از قانع بودن به مقدار كفايت اين است كه حداقل لازم زندگى را داشته باشد ، زيرا بالاتر از آن خالى از مسئوليت نيست و كمتر از آن خالى از ذلت . قانع بودن به مقدار كفايت به قدرى اهميت دارد كه در حديث معروفى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه با يارانش از بيابانى مىگذشت ، ساربانى در آنجا بود ، حضرت براى رفع عطش يا براى نياز به غذا مقدارى شير از او طلب كردند ( البته در برابر وجه ) و او بخل ورزيد و گفت : آنچه از شير در پستان و يا در ظرف‌هاست همه براى صبحانه و شام قبيله است و به ديگرى نمىرسد . پيامبر در حق او دعا كرد : خداوندا مال و فرزندانش را افزايش ده . بعدا به چوپان ديگرى رسيد و همين درخواست را نمود . چوپان نه تنها شيرى را كه در ظرف داشت بلكه آنچه در پستان گوسفند بود را نيز دوشيد و به عنوان هديه ، با احترام به نزد پيامبر آورد و به آن حضرت تقديم كرد . پيغمبر در حق او نيز دعا كرد ؛ ولى چنين عرضه داشت : « اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ الْكَفافِ ؛ خداوندا به حد كفاف به او مرحمت
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 33 ، ح 1 .