عَلَى الضُّعَفاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَى . . . » . « 1 » را تلاوت فرمود كه دليل بر معذور بودن اينگونه افراد از شركت در ميدان جهاد است . سپس فرمود : بگو ببينم مردم دربارهء آنچه ميان ما و اهل شام اتفاق افتاد چه مىگويند ؟ عرض كرد : گروهى خوشحالاند ( كه اين جنگ به نتيجهء نهايى منتهى نشد ) آنها افراد نادان و كودنى هستند ؛ ولى گروهى ديگر تأسف مىخورند و آنها خيرخواهان تو در برابر مردماند . آن مرد مىخواست از خدمت امام مرخص شود كه امام به او فرمود :
« صَدَقْتَ جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِك
. . . ؛ راست گفتى خداوند اين بيمارى تو را سبب ريزش گناهان تو قرار داد . . . ( تا پايان عبارتى كه در بالا آمد ) » . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 91 .
( 2 ) . صفين ، ص 528 . مرحوم علّامهء شوشترى نيز در جلد 14 ، صفحهء 518 آن را از صفين نقل كرده است .