حكيمانه و سه جمله در مورد مناجات و سه جمله در مورد آداب است .
اما آن سه جملهاى كه دربارهء مناجات است اين است كه در پيشگاه الهى عرضه داشت :
« إِلَهِى كَفَى بِى عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً ؛
خدايا براى عزت من همين بس كه بندهء تو باشم » و
« كَفَى بِى فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِى رَبّاً ؛
و اين افتخار براى من بس است كه تو پروردگار من باشى » و
« أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِى كَمَا تُحِبُّ ؛
تو آن گونه هستى كه من دوست دارم مرا نيز آن گونه قرار ده كه تو دوست دارى » .
و اما سه جملهاى كه در موضوعات حكمت آميز است اين است كه فرمود :
« قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ ؛
ارزش هر كس به اندازهء كارهاى خوب و پرارزشى است كه مىتواند انجام دهد » و
« مَا هَلَكَ امْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ ؛
آن كس كه قدر و مقام خود را بشناسد هرگز هلاك نمىشود » و
« الْمَرْءُ مَخْبُوٌّ تَحْتَ لِسَانِهِ ؛
انسان در زير زبانش پنهان شده است ( و شخصيتش هنگام سخن گفتن آشكار مىشود ) » .
و اما آن سه جمله كه دربارهء آداب اجتماعى است چنين است كه فرمود :
« امْنُنْ عَلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَمِيرَهُ ؛
به هر كس مىخواهى نعمت ببخش تا امير او باشى » و
« احْتَجْ إِلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسِيرَهُ ؛
به هر كس مىخواهى نيازمند باش تا اسيرش باشى » و
« اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظِيرَهُ ؛
از هر كس مىخواهى بىنياز شو تا همسان و همانندش باشى » . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) خصال شيخ صدوق ، ج 2 ، ص 420 ؛ بحار الانوار ، ج 74 ، ص 402 ، ح 23 .