از مسائل اجتماعى و سياسى و خلاصه آنچه انسان در شئون مختلف حيات خود به آن نياز دارد جمله يا جملههايى دربارهء آن در اين كلمات قصار هست .
3 . بعضى از اين كلمات جملهء بسيار جالبى بوده كه در لابهلاى يك خطبه يا يك نامه از سوى آن حضرت آمده است ؛ ولى به سبب برجستگى آن ، بعداً جدا شده و در بخش كلمات قصار جاى گرفته است در حالى كه بعضى ديگر به طور مستقل از هر مطلب ديگرى از آن حضرت صادر شده و گاه پاسخ برخى از سؤالات است و به همين دليل از تنوع خاصى برخوردار است .
4 . بخش مهمى از اين كلمات به قدرى در افكار عمومى مسلمانان جا افتاده كه به صورت ضرب المثل در آمده و هر كس براى اثبات مقصود خود از آن كمك مىگيرد .
5 . گرچه اين كلمات به عنوان سخنان كوتاه مطرح شده ؛ ولى بهندرت بخشهايى در آن است كه سخن كوتاه نيست بلكه نسبتاً مفصل و طولانى است مانند استوار دانستن ايمان بر چهار پايه ( كلمهء 31 ) ، سخن امام به كميل بن زياد ( كلمهء 147 ) و صفات يكى از دوستان بسيار بزرگوار امام كه در كلمهء 289 آمده است و گفتار امام دربارهء وضع دنيا ( كلمهء 367 ) .
6 . بعضى معتقدند تمام اين جملههاى كوتاه از خطبه يا نامهاى گرفته شده و در ابتدا به اين صورت نبوده است . « 1 » هر چند اثبات اين مطلب احتياج به تتبّع كامل دارد .
7 . جالب اينكه تمام آنچه در اين كلمات نورانى و پرمعنا آمده بدون استثنا با موازين عقل و فطرت هماهنگ است و به همين دليل نياز به سند خاصى ندارد .
به علاوه صدور چنين كلمات والايى معمولًا از غير امام معصوم عادتا ناممكن است ، هرچند در كتاب مصادر نهجالبلاغه براى بسيارى از آنها منابعى غير از
هامش
( 1 ) . كتاب تمام نهجالبلاغه ، بخش مقدمه ، ص 21 .