هوش و استعداد ، هم استاد لايقى آمادهء تدريس او و هم فضاى آموزشى خوبى در اختيار اوست كه در عرف نام آن را فرصت مىگذارند و از آنجايى كه فرصتها تركيبى از عوامل متعددى است و هر كدام از اين عوامل ممكن است بر اثر تغييراتى زايل شود از اين رو فرصتها زودگذرند .
لذا در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم :
« الْفُرْصَةُ سَرِيعَةُ الْفَوْتِ بَطِيئَةُ الْعَوْدِ ؛
فرصت با سرعت از دست مىرود و به زحمت به دست مىآيد » . « 1 »
به همين دليل روايات فراوانى در باب « اغتنام فرصت » آمده است و به ما دستور دادهاند فرصتها را غنيمت بشمريم ، چرا كه ترك آن اندوهبار است .
اميرمؤمنان على عليه السلام در نامهء 31 نهجالبلاغه در ضمن وصايايى كه به فرزند دلبندش امام مجتبى عليه السلام مىكند مىفرمايد :
« بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّةً ؛
به سراغ استفاده از فرصت برو ( پيش از آنكه از دست برود و ) مايهء اندوه گردد » .
به هر حال تمام مواهب الهى كه در دنيا نصيب انسان مىشود فرصتهاى زودگذرند ؛ جوانى ، تندرستى ، امنيت ، آمادگى روح و فكر ، بلكه عمر و حيات انسان همگى فرصتهاى زودگذرى هستند كه اگر آنها را غنيمت نشمريم و بهرهء كافى نگيريم نتيجهاى اندوهبار خواهد داشت .
اى دل به كوى عشق گذارى نمىكنى * اسباب ، جمع دارى و كارى نمىكنى
چوگان حكم در كف و گويى نمىزنى * بازِ ظفر به دست و شكارى نمىكنى
ترسم كزين چمن نبرى آستينِ گل * كز گلشنش تحمل خارى نمىكنى
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 113 .