و ناتوانى و قسمى ديگر ، قوت و اسلام و ايمان است » . « 1 »
در حديث ديگرى در غررالحكم از على عليه السلام آمده است :
« مَنِ اسْتَحيى مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ فَهُوَ أَحْمَقٌ ؛
كسى از گفتن حق شرم كند احمق است » . « 2 »
بعضى از علما در تعريف حيا چنين گفتهاند : « حيا ملكهاى نفسانى است كه سبب انقباض و خوددارى نفس از انجام كارهاى قبيح و انزجار از اعمال خلاف آداب به سبب ترس از ملامت مىشود » . البته اين همان حياى ممدوح و باارزش است .
در تفسير حياى مذموم گفتهاند : « همان انقباض نفس و خوددارى از انجام كارهايى است كه قبيح نيست ، بلكه لازم است انسان بر اثر كمرويى آن را ترك مىكند » . « 3 »
در حديثى از امام صادق عليه السلام در اين باره مىخوانيم :
« مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُهُ ؛
افراد كمرو كم دانشاند » . « 4 »
آنگاه امام در سومين جملهء حكمتآميز به اهمّيّت استفادهء از فرصتها پرداخته مىفرمايد : « فرصتها همچون ابر در گذرند ، ازاينرو فرصتهاى نيك را غنيمت بشماريد ( و پيش از آن كه از دست برود از آنها استفاده كنيد » ؛
( وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ « 5 » ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ )
. منظور از فرصت ، آماده شدن كامل اسباب كار خوب است مثل اينكه تمام مقدمات جهت تحصيل علم براى كسى فراهم گردد ؛ هم تن سالم دارد ، هم
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 242 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 988 .
( 3 ) . سفينة البحار ، مادهء حياء .
( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 106 ، ح 3 .
( 5 ) . « السحاب » به گفتهء لسان العرب جمع « سحابة » به معناى ابر است و جمع الجمع آن « سُحُب » بر وزن « كُتُب » است .