در اين امر مهم پرداخت . نخست برادر و خليفهء خود را كه رهبرى قوم را به عهده داشت ، به باز جست گرفت و هارون نيز حقيقت امر را با او در ميان نهاد :
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
- هارون گفت : اى پسر مادرم ، اين قوم مرا زبون يافتند و نزديك بود مرا بكشند . مرا دشمنكام مكن و در شمار ستمكاران مياور . » يعنى من به تنهايى توان مقاومت در برابر آنها را نداشتم ، حتى آهنگ قتل من داشتند و من منتظر بازگشت تو و رسوا شدن دروغ آنان ماندم بنا بر اين نبايد مرا مسئول اعمال آنان بدانى يا در زمرهء آنان بشمارى .
[ 151 ] در اينجا موسى حقيقت امر را دريافت :
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
- گفت : اى پروردگار من ! مرا و برادرم را بيامرز ، و ما را در رحمت خويش داخل كن كه تو مهربانترين مهربانانى . » بار ديگر به اين حقيقت مىرسيم كه بارزترين مظاهر رحمت خدا بر انسان همانا هدايت اوست و نيز حفظ اوست از لغزيدن در موقعيتهاى ناروا و دشوار .
عاقبت پرستش گوساله
[ 152 ] عاقبت كسانى كه پرستش گوساله را ترك كردند اين بود ، يعنى رحمت خدا بود . ولى آنان كه تسليم گوساله شدند و راضى به عبادت او غضب خدا را به جان خريدند و غضب خدا در آينده به صورتهاى مختلف خودنمايى خواهد كرد ، چون در آمدن در زير يوغ طاغوت و انحراف جامعه و نقصان بركات خدا كه از يك رهبرى صحيح نصيب جامعه مىشود .
/ 454
إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ
- آنان كه گوساله را برگزيدند ، به زودى به غضب پروردگارشان گرفتار خواهند شد و در زندگى اين جهانى به خوارى