تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بودند . اين هم مورد ديگرى است كه نعمتهاى خدا بر بشر متجلى مىگردد ، پس اگر آنها را پذيرفت از آن منتفع مىشود و گرنه ، نعمت به عذاب بدل مىشود .

شرح آيات :

افتراهاى مهتران قوم

[ 65 ] خداوند بر قوم عاد يكى از افراد همان قوم را - يعنى برادرشان هود را - فرستاد تا ايشان را به خدايى كه جز او پناهگاهى ندارند دعوت كند و فرمان داد كه از او بترسند و پرهيزگارى ورزند .
وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ
- و بر قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم . گفت : اى قوم من اللَّه را بپرستيد كه شما را جز او خدايى نيست و چرا نمىپرهيزيد ؟ » [ 66 ] در اين مرحله جماعتى از قوم او به معارضه‌اش برخاستند . اينان همان توانگرانى بودند كه با آگاهى و اصرار كفر را برگزيده بودند و هود را به سفاهت متهم مىساختند زيرا هود در برابر تمدن و قدرت و نيرويى كه آنان بدان مىباليدند ايستادگى كرده بود . قوم هود مىپنداشتند كه روششان در زندگى روشى درست است ، زيرا آنان از طريق اعمال همين روش به اين تمدن و قدرت رسيده بودند از اين رو كار به جايى رسانيدند كه هود را دروغگو شمردند . ميان سفاهت و دروغگويى فرقى است و آن به نيّت باز مىگردد . سفاهت اصرار در خطاست البته با نيت خوب به سبب كم خردى . در حالى كه دروغگويى ، تعمّد در خطاست با علم به آن ، براى رسيدن به يك هدف باطل . قوم عاد در هود صلاح و زهد مىديدند ، از اين رو ابتدا جرئت نمىكردند كه او را به دروغگويى متهم سازند .
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكاذِبِينَ
- مهتران قوم او كه كافر شده بودند ، گفتند : مىبينيم كه به بىخردى گرفتار شده‌اى و پنداريم كه از دروغگويان باشى . »
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 303 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي