تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
/ 350

انسان ، از پيامهاى آسمانى تا نامهاى پوچ و بىمحتوا

رهنمودهايى از آيات :

آنچه در داستان نوح گذشت در داستان هود و قوم عاد هم تكرار مىشود . بدين معنى كه هود آنان را به ترس از خدا و تقوى فرمان مىدهد ولى قوم او به سفاهتش متهم مىسازند و تكذيبش مىكنند . هود از خود نفى سفاهت مىكند و مىگويد : كه او رسول خداست همان خدايى كه بركاتش بر جهانيان فرود مىآيد و بيان مىدارد كه اين امر از سنتهاى خدايى به دور نيست و از حكم خرد بر كنار نمىباشد . خداوند بركات خود بر قوم عاد نازل كرد و پس از قوم نوح آنان را وارثان زمين قرار داد و به فزونى ، نعمتشان عنايت كرد ، اينك بر عهدهء آنهاست كه به نعمتهاى خداوندى اعتراف كنند و به ياد آورند كه پروردگار بخشاينده است كه اين نعمتها به آنان ارزانى داشته و هم اوست كه براى ارشاد و هدايتشان رسولان فرستاده است . ولى قوم عاد هود را تكذيب كردند و با او به مبارزه برخاستند و از او خواستند كه در نزول آن عذاب كه مىگويد شتاب ورزد . البتّه هود در تكذيب آنان به خشم مىنگريست . آنان در برابر مجموعه‌اى از بتان خاضع شده بودند ، بتانى كه به مثابهء حروفى بىمعنى بودند و در برابر خداوند يكتا موجوداتى جامد و حقير . تا آن گاه كه هود رسما آنان را به مبارزه خواست و گفتشان كه منتظر عذاب بمانند . سرانجام خداوند به رحمت خود او و كسانى را كه با او بودند برهانيد و شهر عاد و ساكنانش را كه رسالت خدايى را دروغ مىشمردند برافكند / 351 زيرا به خدا كافر