ساعت پس و پيش نشوند . يعنى به كس مهلت ندهند و لو براى زمانى اندك . تنها فرصت همين زمان حاضر است كه رسولان مىآيند و آيات خدا را بيان مىكنند . بر ماست كه از خدا بترسيم و كارهاى نيك بكنيم تا سرانجام كار زيانمند نگرديم . در حالى كه تكذيب آيات خدا و سر فرو نياوردن در برابر آنها به آتش جاويدان منتهى مىشود . اما چرا بعضى از مردم آيات خدا را تكذيب مىكنند ؟ آيا اين ستمى نيست كه بشر بدون هيچ علت و سببى در حق خود روا مىدارد ؟ اين گونه كسان چون زمان بازخواست فرا رسد براى خود پناهگاهى نمىيابند . اما آن شريكان كه براى خدا قرار مىدادند و خدا آنها را از پيروى آنها منع مىفرمود اكنون از نظرشان پنهان شدهاند و از آنان اثرى نمىيابند . در اينجا خداى تعالى ايشان را خطاب مىكند كه به پيشينيان كافرتان ملحق شويد ، كسانى كه اكنون با لعنت و نفرين از شما استقبال مىكنند . پيروان از پيشوايان نابكار خويش مىنالند كه : پروردگارا اينان ما را گمراه كردند ، پس بر عذابشان بيفزاى ، زيرا آنها سبب فرو افتادن ما در ورطهء اين عذاب بودهاند . خداى تعالى در پاسخشان مىگويد : شما را نيز به نوبهء خود عذاب مضاعف خواهد رسيد زيرا مرتكب گناه شدهايد ، شما بدون هيچ دليلى از پيشوايان خود پيروى كردهايد . پيشوايان نيز به آنها كه پىشان آمدهاند مىگويند :
/ 309 مگر ما را از متابعت شما چه سودى بود ؟
شرح آيات :
ميان اجل و عمل
[ 34 ] بشر مىداند كه كيفر اعمالش در حال و به زودى نخواهد بود ، بلكه براى زمان محدود و معينى به تأخير مىافتد . اين تأخير عقاب او را از توبه و بازگشت نوميد نمىكند ، و همواره در اين پندار است كه روزى برسد و از گناهان خود توبه كند ، يا اعمال نيك انجام دهد و از خود دفع عذاب و عقاب آخرت كند .
قرآن اين گونه پندارها را پندارهاى سفيهانه مىشمارد و مىگويد كه هر امتى را مدتى است كه خداوند براى او مقرر كرده . هر چند كه اين مدت براى ما مجهول است