معناى اين سخن آن نيست كه مانند زمان ما رسيدگى به پروندهها را هر روز به بهانهاى به تأخير بيندازند و گاهى فيصلهء يك نزاع سالها به تأخير بيفتد .
مخصوصاً اگر پاى وكلاى پشت هم انداز در ميان باشد كه گاه با يك بهانهء كوچك رسيدگى به پروندهاى را چند ماه به عقب مىاندازند .
11 . « كسى كه به هنگام آشكار شدن حق در انشاى حكم از همه قاطعتر باشد » ؛
( وَأَصْرَمَهُمْ « 1 » عِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُكْمِ ) .
اشاره به اينكه محتاط بودن قاضى و شكيبا بودن در برابر طرفين دعوا و جستجوى حدّاكثرى ادله به اين معنا نيست كه در مقام انشاى حكم گرفتار وسواس شود و با روشن شدن حق در انشاى حكم امروز و فردا كند ، بلكه بايد مانند شمشيرى برنده نزاع را با انشاى حكم قاطع پايان دهد و به پيامدها و آثار متعاقب آن نينديشد ، چرا كه معمولًا انشاى حكم به نفع يكى از دو طرف دعوا موجب ناراحتى طرف مقابل و حاميان و دوستان و گاه طايفه و قبيلهء او مىشود و اين لازمهء طبعيت قضاوت است و آن كس كه در اين امور مىانديشد و مىخواهد احتياط كند نبايد بر مسند قضا بنشيند .
12 . امام عليه السلام در آخرين وصف از اوصاف قاضى شايسته و لايق مىفرمايد :
« از كسانى كه ستايش فراوان ، او را مغرور نسازد ( و فريب ندهد ) و مدح و ثناى بسيار او را به ثنا خوان و مدح كننده متمايل نكند » ؛
( مِمَّنْ لَايَزْدَهِيهِ « 2 »
إِطْرَاءٌ « 3 » وَلَا يَسْتَمِيلُهُ « 4 » إِغْرَاءٌ « 5 » ) .
هامش
( 1 ) . « أصْرَم » از ريشهء « صرم » بر وزن « سرد » به معناى بريدن و قطع كردن گرفته شده كه گاه به معناى برش معنوى و قاطعيت نيز بهكار مىرود .
( 2 ) . « يَزْدَهيه » از ريشهء « ازدهاء » به معناى عجب و خودبينى و خودپسندى است .
( 3 ) . « إطْراء » به معناى ثناخوانى و تمجيد و مدح فراوان است .
( 4 ) . « يَسْتَميلُهُ » از ريشهء « استمالة » به معناى متمايل ساختن به سوى خويش است .
( 5 ) . « اغراء » در اصل به معناى چسبانيدن چيزى به چيز ديگر است . سپس به معناى تشويق و تحريك براى انجام كارى بهكار رفته است و در جملهء بالا معناى تشويق فراوان دارد .