قاضى فراهم مىساخت ؛ مثلًا در داستان اختلاف دو زن بر سر يك كودك و پافشارى هر دو بر ادعاى خود كه قاعدتاً قاضى در اينجا بايد به حكم قرعه دعوا را فيصله دهد ، امام جستجوى دليلى كرد و آن اينكه دستور داد شمشيرى بياورند و فرمود من كودك را دو شقه مىكنم و هر شقهاى را به يكى از شما دو نفر مىدهم . مادر واقعى فرياد برآورد كه من از حق خود گذشتم كودك را به نفر ديگر بدهيد و امام عليه السلام با اين دليل مدعى راستين را از دروغين روشن ساخت و در قضاياى آن حضرت از اين نمونه بسيار است . « 1 »
9 . « كسى كه با مراجعهء مكرر اطراف دعوا كمتر خسته شود » ؛
( وَأَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً « 2 »
بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ ) .
بسيار مىشود كه ارباب دعوا هر كدام دلايلى براى خود دست و پا مىكنند و پى در پى براى قاضى مزاحمت فراهم مىسازند . قاضى اگر كمحوصله باشد آنها را طرد مىكند و چه بسا دلايل واقعى با اين كار مكتوم مىماند ؛ ولى اگر پرحوصله باشد و ناراحت نشود حق بهتر به حقدار مىرسد .
قاضى بايد به طرفين دعوا به مقدار كافى مجال دهد تا آنچه در توان دارند براى اثبات ادعاى خود عرضه كنند .
10 . « كسى كه در كشف حقيقت امور شكيباتر باشد » ؛
( وَأَصْبَرَهُمْ عَلَى تَكَشُّفِ الْأُمُورِ ) .
به يقين اگر قاضى عجول و شتابزده باشد حقيقت امر مخصوصاً در دعاوى پيچيده براى او روشن نمىشود ؛ اما اگر صبور و شكيبا باشد و در صادر كردن حكم نهايى شتاب نكند بهتر مىتواند حق را به حقدار واقعى برساند .
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعة ، ج 18 ص 212 ح 11 و بحارالانوار ، ج 40 ، ص 252 ، ح 26 . براى آگاهى بيشتر به وسائلالشيعة ، ج 18 ، كتاب القضاء باب 21 مراجعه شود .
( 2 ) . « تَبَرُّم » از ريشهء « برم » بر وزن « نرم » در اصل به معناى تابيدن ريسمان و طناب و امثال آن است و سپس بر هرچيز خسته كنندهاى اطلاق شده و در جملهء بالا به معناى ناراحتى شديد و خستگى است .