تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
سخن ديگر كسى كه شجاعت پذيرش خطا و اصلاح اشتباه خود را داشته باشد و اين گونه شجاعت از مهم‌ترين شاخه‌هاى اين فضيلت انسانى است . 5 . « كسى كه نفس او به طمع تمايل نداشته باشد » ؛ ( وَلَاتُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ ) . بديهى است اگر قاضى طمع‌كار باشد ، حتى گرفتار كمترين طمع شود به آسانى مىتوان او را با پيشنهاد رشوه فريب داد و از داورى به حق باز داشت . در حديثى از مولا اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم : « رَأْسُ الْوَرَعِ تَرْكُ الطَّمَعِ ؛ اساس تقوا ترك گفتن طمع است » . « 1 » در كلمات قصار مولا نيز مىخوانيم كه مىفرمايد : « أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ ؛ بيشترين قربانگاه عقل‌ها در زير برق طمع‌هاست » . « 2 » به ديگر سخن با توجّه به اينكه اشراف به معناى نظر كردن به چيزى از طرف بالا است اين تعبير امام اشاره به اين دارد كه انسان طمعكار از اوج فضيلت به حضيض رذيلت سقوط مىكند . 6 . « كسى كه در فهم مطالب به اندك تحقيق اكتفا نكند و تا پايان پيش رود » ؛ ( وَلَا يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ ) . اشاره به اين كه قاضى بايد در فهم مسائل چنان با حوصله باشد كه تمام جوانب مسأله را خواه در شبهات حكميه باشد يا شبهات موضوعيه و شرايط متخاصمين كه نزد او به داورىها حضور مىيابند بررسى نمايد آن‌گاه حكم صادر كند . 7 . « كسى كه در شبهات از همه محتاطتر باشد » ؛ ( وَأَوْقَفَهُمْ فِي الشُّبُهَاتِ ) . مىدانيم - همان‌گونه كه در حديث معروف نبوى وارد شده - امور بر سه گونه است : قسمتى حق بودن آن آشكار و قسمت ديگرى باطل بودن آن آشكار است
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ص 272 ، ح 5954 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار ، 219 .