اين نكتهء مهمى است كه قاضى براى آزادى در انشاى حكم حق بايد هيچ گونه فشار اجتماعى و گروهى روى او نباشد و اين در صورتى ممكن است كه از همه به زمامدار نزديكتر باشد ، زيرا اگر افرادى به او نزديكتر از قاضى باشند هرگز احساس امنيّت نخواهد كرد چون ممكن است براى قرب سلطان ، نزد او بروند و براى قاضى سعايت كنند و بيم اين كار قاضى را مجبور كند تا طبق خواستههاى آنها حكم صادر كند . به تعبير ديگر قضات بايد از هر نظر مصون باشند تا استقلال قضايى را از دست ندهند .
به دنبال اين دستورات سهگانه ، امام عليه السلام به عنوان تأكيد مىفرمايد : « سپس در آنچه گفتم با دقت بنگر ( و همهء اين دستورات را به طور دقيق اجرا كن ) » ؛
( فَانْظُرْ فِي ذَلِكَ نَظَراً بَلِيغاً ) .
تعبير به « ذلِكَ » ممكن است اشاره به دستور اخير باشد يا هر سه دستور و يا حتى صفات دوازدهگانهء قاضى را نيز فرا بگيرد ، به اين معنا كه هم در گزينش قضات دقت كافى به خرج دهد و هم در بازرسى از كار قضات و رفع نيازها و تأمين آزادى قضايى .
امام عليه السلام در پايان اين بخش به سراغ ذكر دليلى بر تأكيداتى كه قبلًا فرموده مىرود و مىفرمايد : « زيرا اين دين اسير دست اشرار بود ، با هوا و هوس دربارهء آن عمل مىشد و بهوسيلهء آن دنيا را طلب مىكردند ( از يك سو هواپرستى و از سوى ديگر دنياپرستى همهء اركان دين را متزلزل ساخته بود ) » ؛
( فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ ، يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى ، وَتُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا ) .
روشن است كه اين سخن به زمان عثمان اشاره مىكند كه گروهى از افراد فاسد و مفسد از بنىاميّه و بنىمروان قدرت را بهدست گرفتند ، اموال بيتالمال را به غارت مىبردند و آنچه براى آنها مهم نبود حفظ اسلام و نگهدارى از اين آيين نوپا بود .
در اينكه در عصر عثمان فساد گستردهاى بر جامعهء اسلامى حاكم بود هيچ تاريخنويسى ترديد ندارد منتها بعضى از علماى اهل سنّت براى اينكه موقعيت
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩٥