ناگفته پيداست كه افراد خودخواه و خودپسند هنگامى كه از سوى كسانى تمجيد و ستايش شوند ممكن است از مسير حق باز گردند و روى حب ذات به ثناخوان علاقهمند گردند و به سبب همين علاقه حكم را ظالمانه به نفع او صادر كنند . امام تأكيد مىكند كه اين قبيل افراد لايق مقام قضاوت ميان مسلمانان نيستند ، هرچند صفات ديگر در آنها موجود باشد .
آنگاه امام به دنبال ذكر اين صفات دوازدهگانه كه هر يك از ديگرى برتر و مهمتر است به قضاتى مىپردازد كه هنگام روبهرو شدن به پيچيدهترين پروندهها بتوانند با كمال هوشيارى و شجاعت حق را از باطل تشخيص دهند و بر طبق آن حكم كنند ، هرچند صاحب حق ضعيفترين فرد جامعه و مخالف آن قوىترين افراد باشند و همانگونه كه امام در پايان اين اوصاف مىفرمايد :
« و البته اين گونه افراد كماند » ؛
( وَأُولَئِكَ قَلِيلٌ ) .
ولى مهم اين است كه با صبر و حوصله و بررسى همه جانبه بايد اين قليل را از ميان نخبگان يافت و بر كرسى قضاوت در ميان مسلمانان نشاند .
سپس امام عليه السلام به دنبال بيان اوصاف به ذكر وظايف زمامدار در برابر چنين قضاتى مىپردازد و سه دستور بسيار مهم دربارهء آنها صادر مىكند .
نخست مىفرمايد : « سپس با جديت هرچه بيشتر داورىهاى او را بررسى كن » ؛
( ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ « 1 » قَضَائِهِ ) .
اشاره به اينكه ، هرچند واجدان اين صفات مورد اعتمادند با اين حال چون مسألهء قضاوت بسيار مهم است و ممكن است گاه گرفتار اشتباه و خطا يا انحراف شوند ، بازرسهايى بفرست تا احكام قضايى آنها را بررسى كنند و يا خودت از نزديك پارهاى از قضاوتهاى آنها را بررسى كن كه اين كار قاضى را در طرفدارى از عدالت تقويت مىكند .
البته اين سخن بدان معنا نيست كه در نظام قضايى اسلام مسألهء تجديد نظر
هامش
( 1 ) . « تَعاهُد » به معناى بررسى كردن است و معناى آن به طور مشروحتر در چند صفحه قبل آمد .