انفاق كردن به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا ( كه گرفتار محروميّت هستند ) دريغ نمايند ، آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند ، آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد ؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است ( شما هم بخشنده و مهربان باشيد ) . « 1 »
فرق ميان عفو و صفح ، اين است كه عفو كردن به معناى صرف نظر نمودن از كيفر خطاست ؛ ولى صفح ( در اينگونه موارد ) آن است كه به كلى خطا را از ذهن خود بشويد و به فراموشى بسپارد .
جملهء
« يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ »
به اين معنا نيست كه بايد دست خطاكاران را گرفت و هدايت كرد ، آنگونه كه بعضى از شارحان گفتهاند ، بلكه به اين معناست كه كارهاى خطا بر دست آنها جارى مىشود .
آنگاه براى توضيح و تأكيد بيشتر مىفرمايد : « زيرا تو فوق آنها هستى و پيشوايت فوق توست و خداوند فوق كسى است كه تو را زمامدار آنها قرار داده و تدبير امور آنها را از تو خواسته و به وسيلهء آنان تو را آزمايش مىكند » ؛
( فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ ، وَوَالِي الْأَمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ ، وَاللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاكَ ! وَقَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ ، وَابْتَلَاكَ بِهِمْ ) .
امام عليه السلام اين نكته را يادآور مىشود كه هر كس بر گروهى حكومت مىكند در حدّ خود تحت حكومت ديگرى قرار دارد ؛ اگر تو بر مصر حكومت خواهى كرد توجّه داشته باش من هم حاكم بر تو و مراقب اعمالت هستم و اگر من بر تو حكومت مىكنم بايد مراقب باشم كه خداوند حاكم بر ماست و به يقين توجّه به اين امر سبب مىشود كه انسان تا مىتواند از عفو و گذشت و محبّت بهره گيرد تا بتواند در انتظار عفو حاكم بر خود و بالاتر از آن در انتظار عفو الهى باشد .
* * *
هامش
( 1 ) . نور ، آيهء 22 .