آنجا كه به من گفت : اى محمد كسى كه ولىّ مرا خوار و ذليل دارد در مقام جنگ با من بر آمده است و كسى كه با من به محاربه برخيزد با او محاربه مىكنم ( و او را در هم مىشكنم ) » . « 1 »
امام عليه السلام دليل عدم جنگ با خدا را در اين عبارت دو چيز گرفته است يكى نياز به عفو و رحمت خدا و ديگرى پرهيز از عقوبت و عذاب الهى .
در دومين و سومين توصيه مىفرمايد : « و هرگز از عفو و بخششى كه نمودهاى پشيمان نباش و از كيفرى كه دادهاى به خود مبال و شادى نكن » ؛
( وَلَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ ، وَلَا تَبْجَحَنَّ « 2 » بِعُقُوبَةٍ ) .
اين سخن اشاره به اين است كه تا مىتوانى جانب عفو را بگير و كمتر مجازات كن ، زيرا اگر اثر كيفر در كوتاه مدّت باشد اثر عفو در دراز مدّت خواهد بود .
البته اين حكمى است كه در مورد غالب مردم صادق است ؛ ولى در برابر اقليتى كه عفو در آنها نتيجهء معكوس دارد و بر ترس و ضعف عفو كننده حمل مىشود ، بايد شدّت عمل به خرج داد .
در چهارمين توصيه مىافزايد : « هرگز به هنگامى كه خشمگين مىشوى و راه چارهاى براى آن مىيابى به انجام اقدام خشن شتاب مكن ( و تصميم ناگهانى مگير ) » ؛
( وَلَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَةٍ « 3 » وَجَدْتَ مِنْهَا مَنْدُوحَةً « 4 » ) .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 353 ، ح 10 .
( 2 ) . « تَبْجَحَنَّ » از ريشهء « بَجَح » بر وزن « وجب » به معناى شادى كردن و افتخار نمودن است .
( 3 ) . « بادرة » حركات و افعال شتابزدهاى است كه از انسان به هنگام خشم و غضب سر مىزند . از ريشهء « بدور » بر وزن « صدور » به معناى سرعت كردن گرفته شده است .
( 4 ) . « مندوحة » به معناى وسعت و راه چاره است از ريشهء « نَدْح » بر وزن « مدح » به معناى وسعت بخشيدن گرفته شده . اين واژه ممكن است اسم مفعول باشد به معناى جايى كه آن را وسيع ساختهاند يا اسم مكان به معناى مكان وسيع و گسترده .