ناخالصىهاى آن گرفته و خالص از ناخالص شناخته شود . به همين مناسبت در معانى مختلفى بهكار مىرود از جمله آزمايش ، فريب دادن ، بلا و عذاب و شكنجه نمودن و ناراحت ساختن و در عبارت امام عليه السلام معناى اخير مناسبتر است و معناى فريب دادن نيز بعيد نيست و جمع ميان هر دو نيز ممكن است .
البته مفهوم اين سخن اين نيست كه آنچنان نماز را سريع بخوانند كه به اركان نماز و واجبات آن صدمه بزند و يا بر اثر سرعت و شتاب ، ضعيفان نتوانند خود را به ركوع و سجود و قيام و قعود نماز برسانند كه در روايات به آن هم اشاره شده از جمله در عهد نامهء مالك اشتر آمده است كه قبل از اين دستور فرمود :
« فَلَا تَكُونَنَّ مُنَفِّراً وَلَا مُضَيِّعاً ؛
نه آنگونه نماز را طولانى كن كه مايهء فرار مردم شود و نه آنطور سريع بخوان كه باعث ضايع شدن نماز گردد » . آرى در هر چيز رعايت اعتدال لازم است .
اين نكته نيز قابل توجّه است كه اين دستور گرچه در مورد خصوص نماز وارد شده ؛ ولى مىتوان مفهوم آن را به ساير عبادات ، بلكه تمام برنامههاى اجتماعى گسترش داد كه بايد برنامههاى اسلامى در تمام زمينههاى عبادى ، اجتماعى ، سياسى و اخلاقى آنگونه پياده شود كه نه بار مردم را سنگين كند و مايهء فرار آنها از دين شود و نه آنچنان باشد كه بر اثر شتابزدگى بىمحتوا گردد .
همچنين شايسته است خطباى محترم ائمهء جمعه و همچنين گردانندگان مجالس دعا و توسل و عزادارى اين اصل را بهكار بندند ؛ نه چنان خطبهها و منابر و ادعيه و عزادارىها با سرعت انجام گيرد كه روح آن گرفته شود و نه آنچنان با تأخير كه باعث خستگى و بيزارى گردد .
نكته انجام نمازهاى پنجگانه در سه وقت
مىدانيم در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و همچنين در اعصار معصومان عليهم السلام نمازها