تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
و تحميق عوام ، مطالبهء خون عثمان را عنوان كردند و از امام خواستند كه قاتلان عثمان را به آنها بسپارد تا قصاص كنند ؛ ولى امام عليه السلام مىفرمايد : با اين كار هرگز به مقصود خود نخواهى رسيد و تو و همدستانت كه شريك قتل عثمان بوده‌ايد هرگز نمىتوانيد خون او را مطالبه كنيد و قاتلان را به قصاص برسانيد . اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از جملهء « مَا قُضِيَ فَوَاتُهُ » حكومت شام باشد كه معاويه آن را از امام عليه السلام درخواست كرده بود . امام عليه السلام مىفرمايد : من هرگز تو را به چنين حكومتى منصوب نخواهم كرد . گواه بر اين احتمال مطلبى است كه در نامهء 17 گذشت . احتمال ديگرى نيز از سوى بعضى از شارحان در اينجا داده شده و آن اينكه امام عليه السلام مىفرمايد : تو هرگز به دنيايى كه مىخواهى نخواهى رسيد و چند روز حكومت با تمام حوادث و مشكلاتش امرى است زود گذر و بيهوده و مرگ‌بار . شاهد اين تفسير جمله‌اى است كه در بعضى از نقل‌هاى اين نامه پيش از اين جمله آمده است كه مىفرمايد : « فَاحْذَرِ الدُّنْيَا فَإِنَّهُ لَافَرَحَ فِي شَيْءٍ وَصَلْتَ إِلَيْهِ مِنْهَا وَلَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكٍ مَا قُضِيَ فَوَاتُه ؛ از دنيا بپرهيز ، زيرا آنچه از زرق و برق دنيا نصيب تو مىشود شادى آفرين نيست و من مىدانم تو به آنچه فرمان الهى بر از دست رفتن آن صادر شده نخواهى رسيد » . « 1 » سپس امام عليه السلام در سومين نكته از نامهء خود به معاويه هشدار مىدهد تا از خواب غفلت بيدار گردد ، مىفرمايد : « گروهى ( پيش از تو ) در مطالبهء امر ( خلافت ) به ناحق برخاستند و با هم به خدا سوگند ياد كردند ؛ ولى خداوند آنها را تكذيب كرد ( چرا كه هرگز به اهدافشان نرسيدند ) » ؛ ( وَقَدْ رَامَ أَقْوَامٌ أَمْراً بِغَيْرِ الْحَقِّ فَتَأَلَّوْا « 2 » عَلَى اللَّهِ فَأَكْذَبَهُمْ ) .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 32 ، ص 537 . ( 2 ) . « تَأَلَّوا » از ريشهء « الِيّة » بر وزن « عطية » به معناى سوگند ياد كردن ، گرفته شده و هنگامى كه به باب تفعل برود ( مانند واژهء مورد بحث ) به معناى هم قسم شدن مىآيد . در بعضى از نسخ نهج‌البلاغه به‌جاى اين واژه تَأَوَّلُوا آمده كه در اينجا به معناى تفسير به رأى است ؛ يعنى گروهى براى رسيدن به اهداف خود آياتى از قرآن را بر طبق ميل و هواى نفس خويش تأويل كردند .