بر لشكر شام حمله كرد . همراهان امام عليه السلام نيز يكباره حملهور شدند و تمام صفوف شاميان را در هم شكستند . هنگامى كه معاويه اين وضع را ديد پا در ركاب كرد و آمادهء فرار شد ؛ ولى عمرو بن عاص توصيه كرد كه قرآنها را بر سر نيزهها بلند كنند و لشكريان على عليه السلام را به گردن نهادن در برابر حكم قرآن دعوت نمايند و همين امر سبب شد كه در لشكر عراق اختلاف بيفتد . در اين هنگام معاويه نامهاى به على عليه السلام نوشت كه خلاصهاش چنين است : كار جنگ طولانى شده هر كدام از ما خود را بر حق مىداند . گروه زيادى در اين ميان كشته شدند و من مىترسم آينده بدتر باشد و ما در آينده در پيشگاه خدا مسئول خواهيم بود .
من تو را به چيزى دعوت مىكنم كه صلاح امت و باعث حفظ خونها و دفع فتنه و دشمنى است و آن اينكه دو نفر حَكَم كه مورد رضايت ما باشند يكى از ياران من و ديگرى از ياران تو در ميان ما مطابق فرمان خدا حكم كند . از خدا بپرهيز و به حكم قرآن راضى باش . والسلام » .
امام عليه السلام در پاسخ ، نامهء مورد بحث را نوشته است كه مشتمل بر نصايح مستدلى به معاويه و هشدار به اوست دربارهء عاقبت شوم اعمالش كه مايهء ندامت و خسران و پشيمانى است همان عاقبتى كه براى هر كس كه در برابر دعوت شيطان تسليم شود و زمام خود را به او بسپارد مسلّم است .
در بخش ديگرى از اين نامه ، امام عليه السلام اعلام مىدارد كه مسألهء حكَميّت قرآن را پذيرفته است نه بهعلّت دعوت معاويه ، بلكه به منظور عظمت و حرمت قرآن .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٤