تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

شرح و تفسير نصيحت جامع به معاويه

امام عليه السلام در اين نامهء كوتاه و پر معنا چند نكتهء مهم را به معاويه يادآور مىشود كه اگر پند امام عليه السلام را به گوش جان شنيده بود و به كار بسته بود آن همه فساد در جهان اسلام پيدا نمىشد و شجرهء شوم بنىاميّه در سرزمين مقدّس اسلام رشد و نمو نمىكرد . نخست به صورت اندرزى كلّى مىفرمايد : « ( بدانيد ) به يقين ظلم و ستم و سخنان باطل و بر خلاف حق انسان را در دين و دنيايش به هلاكت مىافكند و عيوب او را نزد عيب‌جويان آشكار مىسازد » ؛ ( وَإِنَّ الْبَغْيَ وَالزُّورَ « 1 » يُوتِغَانِ « 2 » الْمَرْءَ فِي دِينِهِ وَدُنْيَاهُ ، وَيُبْدِيَانِ خَلَلَهُ عِنْدَ مَنْ يَعِيبُهُ ) . آرى هيچ چيز بدتر از ظلم و گفتار باطل نيست ، زيرا انسان را فريب داده و به وادىهاى خطرناكى مىكشاند كه هيچ‌گونه راه بازگشتى از آن ندارد و دين و دنيايش را بر باد مىدهد و در افكار عموم مردم فردى فاسد و مفسد معرفى خواهد شد . در دومين نكته مىفرمايد : « من مىدانم كه آنچه ( از سوى خداوند ) فوت آن مقدّر شده به دست نخواهى آورد » ؛ ( وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكٍ مَا قُضِيَ فَوَاتُهُ ) . بسيارى از شارحان نهج‌البلاغه ، اين جمله را اشاره به خونخواهى دروغين عثمان از سوى معاويه مىدانند ، زيرا آنها كه دستشان به خون عثمان آغشته بود و يا با سكوت و ترك يارى او شريك در قتل او بودند ، براى پيشرفت كار خود
هامش
( 1 ) . « الزُّور » زور بر وزن « كور » در اصل از ريشهء « زَوْر » بر وزن « غور » به معناى قسمت بالاى سينه گرفته شده‌سپس به هر چيزى كه از حد وسط منحرف گردد اطلاق شده و از آنجا كه سخنان باطل از حق منحرف گشته به آن زور گفته مىشود . شهادت زور نيز به معناى شهادت دروغ و باطل است . ( 2 ) . « يُوتَغانِ » از ريشهء « وَتَغ » بر وزن « وجب » به معناى هلاك شدن و فاسد گشتن و هنگامى كه به باب افعال برود به معناى هلاك كردن و فاسد نمودن است .