منزل از هر طرف همگى همسايه مىشوند و مىدانيم سطح دايره را با ضرب كردن مجذور شعاع در عدد 14 / 3 به دست مىآورند كه در اينجا با يك محاسبهء ساده ، مجموع حدود پنج هزار خانه مىشود كه همه با توجّه به روايت فوق همسايهاند . حدود يك شهر بيست هزار نفرى .
اين سخن را با ذكر داستانى تاريخى پايان مىدهيم : ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغهء خود نقل مىكند كه شخصى به نام ابو جهم خانهء خود را به صد هزار درهم فروخت . هنگامى كه مشترى مبلغ را حاضر ساخت به مشترى گفت : اين قيمت خانهء من است . قيمت همسايهء خوب من را هم بده گفت : كدام همسايه ؟
تاكنون شنيدهاى كه كسى قيمت همسايه را نيز بگيرد ؟ ابو جهم گفت : خانهام را به من باز گردان و پولت را بگير . من همسايگى كسى را كه هميشه در فكر من است به اين آسانى رها نمىكنم . هرگاه خانهنشين شوم احوال من را مىپرسد و اگر او را ببينم اظهار محبّت مىكند و اگر به سفر بروم مراقب خانهء من است و اگر نزد او بروم مرا به خود نزديك مىسازد و اگر حاجتى بخواهم اجابت مىكند و اگر از او چيزى نخواهم ( و نياز داشته باشم ) او اقدام مىكند و اگر مصيبتى به من برسد تسليت مىگويد . اين سخن به آن مرد ثروتمند همسايه رسيد . صد هزار درهم براى او فرستاد گفت : اين قيمت خانهء توست بگير و خانهات را هم نگه دار . « 1 »
در سومين توصيه امام عليه السلام سخن از قرآن به ميان مىآورد و مىفرمايد : « خدا را خدا را ، كه عمل به احكام قرآن را فراموش ننماييد ، نكند ديگران در عمل به آن بر شما پيشى گيرند » ؛
( وَاللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ ، لَايَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ ) .
اين سخن اشاره به آن است كه نكند شما تنها به تلاوت قرآن و قرائت و تجويد آن قناعت كنيد و محتواى آن را به فراموشى بسپاريد در حالى كه بيگانگانِ از اسلام به محتواى آن عمل كنند . مثلًا آنها در ارائهء اجناس خود به
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 17 ، ص 9 .