هَمدان و حُلوان « 1 » خدمت اميرمؤمنان على عليه السلام آوردهاند . امام عليه السلام به كسانى كه از وضع مردم باخبر بودند دستور داد جمعى از يتيمان را حاضر كنند و دستور داد مشكهاى عسل بياورند و از آن تناول كنند . سپس امام عليه السلام آن عسلها را در ميان مردم تقسيم كرد ( و خود امام عليه السلام با انگشت مباركش عسل در دهان يتيمان مىگذاشت ) به حضرت عرض كردند : چرا اجازه نمىدهيد خودشان عسل را بخورند ؟ امام عليه السلام فرمود :
« إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى وَإِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ الآْبَاءِ ؛
امام پدر يتيمان است . من عسل در دهان آنها گذاردم تا همچون پدران با آنها رفتار شود » . « 2 »
جالب اينكه ابوالطفيل ( صحابى معروف كه از ياران خوب على عليه السلام بود ) مىگويد : على عليه السلام را ديدم كه يتيمان را دعوت مىكرد و با دست خود به يتيمان عسل مىخورانيد . يكى از ياران آن حضرت گفت : اى كاش من هم يتيم بودم . « 3 »
سپس امام عليه السلام در دومين توصيهء مؤكّد خود از حق همسايگان سخن مىگويد و مىفرمايد : « خدا را خدا را ، كه در مورد همسايگان خود خوشرفتارى كنيد ، چرا كه آنان مورد توصيهء پيامبر شما هستند و او همواره نسبت به همسايگان سفارش مىفرمود تا آنجا كه ما گمان برديم به زودى آنها را در ارث شريك خواهد كرد » ؛
( وَاللَّهَ اللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ ، فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ . مَا زَالَ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ « 4 » ) .
تعبير به
« إِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ ؛
آنها وصيت پيامبر شما هستند » يا از باب حذف مضاف است و در اصل اينگونه بوده است
« فَإِنَّها مَحَلُّ وصِيَّةِ نَبِيِّكُمْ ؛
آنها مورد
هامش
( 1 ) . از شهرهاى كردستان عراق .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 406 ، ح 5 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 29 .
( 4 ) . « سَيُوَرِّثُهُمْ » « ورث » ( به صورت ثلاثى مجرد ) به معناى ارث بردن است ؛ ولى « ورّث » به شكل باب تفعيل به معناى ارث دادن يا ارث گذاردن است .