است ، به هنگام مجازات اشد المعاقبين است .
در دستور سوم براى اينكه معلوم شود اصل ، رِفق است يا شدّت مىفرمايد :
« مادام كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن ؛ اما در آنجا كه جز شدت عمل تو را بىنياز نمىكند تصميم به شدّت بگير » ؛
( وَارْفُقْ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ ، وَاعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لَاتُغْنِي عَنْكَ إِلَّا الشِّدَّةُ ) .
به اين ترتيب اصل و اساس در مناسبات ميان حاكميّت و مردم ، بلكه در تمام مديريتها رفق و مداراست ؛ ولى اگر كسانى از مدارا كردن مدير خواستند سوء استفاده كنند ، جز برخورد شديد چيز ديگرى كارساز نيست .
در روايتى معتبر مىخوانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْءٍ إِلَّا زَانَهُ وَلَا نُزِعَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا شَانَهُ ؛
رفق و مدارا بر هيچچيز گذارده نمىشود مگر اينكه آن را زينت مىبخشد و از چيزى برگرفته نمىشود مگر اينكه آن را زشت و بدنما مىكند » . « 1 »
چو پرخاش بينى تحمل بيار * كه سهلى ببندد در كارزار
به شيرينزبانى و لطف و خوشى * توانى كه پيلى به مويى كَشى
امروز هم مشاهده مىكنيم كه بهترين راه براى مبارزه با مفاسد اجتماعى و امر به معروف و نهى از منكر استفاده از برخوردهاى محبّتآميز و منطق توأم با ادب و مداراست كه اكثريت افراد از اين طريق رام مىشوند ؛ ولى گروه اندكى هستند كه جز با شدت عمل دست از اعمال خلاف برنمىدارند .
در چهارمين ، پنجمين و ششمين دستور مىفرمايد : « پر و بالت را براى مردم بگستران ( و تواضع كن ) و با چهرهء گشاده با آنان روبهرو شو و در برابر آنان نرمخو و ملايم باش » ؛
( وَاخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ ، وَأَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ ) .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 119 ، ح 6 .