مَنبِج « 1 » ( كه نسبتاً دوردست بود ) عبور كند . اشتر به مردم آنجا گفت : به خدا سوگند اگر اميرمؤمنان از روى اين پل بگذرد و شما پل خوبى در اينجا براى او نسازيد شمشير را در ميان شما مىكشم مردانتان را مىكشم و زمينتان را ويران مىسازم و اموالتان را مىگيرم . آنها به يكديگر نگاه كردند و گفتند : اين اشتر است به اين قسم وفا خواهد كرد . برخيزيد و پلى بسازيد . پل ساخته شد . تمام لشكر عبور كردند و اشتر آخرين كسى بود كه از آنجا عبور كرد .
به هر حال امام عليه السلام به دنبال اين سخن ، دستورات مهمى را به مالك در زمينهء رفتار با مردم مىدهد نخست مىفرمايد : « بنابراين از خداوند در امورى كه براى تو مهم است يارى بجوى » ؛
( فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ عَلَى مَا أَهَمَّكَ ) .
اشاره به اينكه خميرمايهء همهء موفقيّتها تكيه بر ذات پاك خدا و يارى جستن از اوست .
در دستور دوم مىفرمايد : « سختگيرى و شدت عمل را با نرمش در آميز » ؛
( وَاخْلِطِ الشِّدَّةَ بِضِغْثٍ « 2 » مِنَ اللِّينِ ) .
اشاره به اينكه كشوردارى و اصولا هيچ برنامهء اجتماعى و شخصى را نمىتوان با شدت عمل و عُنف به سامان رسانيد ، بلكه بايد نرمش و شدت با هم آميخته شود كه اگر تنها برنامههاى شديد و سختگيرانه باشد موجب تنفر و گاه كينه و عداوت مىگردد و كار به جايى نمىرسد و اگر تمام ، نرمش و ملايمت باشد بسيارى از افراد كار خود را جدّى نمىگيرند و موجب سستى و فشَل مىشود . اين همان چيزى است كه در برنامهء انبيا تحت عنوان
« مُبَشِّراً وَنَذيراً »
آمده است و خداوند عالم در عين اينكه در جاى عفو و رحمت ارحم الراحمين
هامش
( 1 ) . « منبج » بر وزن « مجلس » اسم شهرى از شهرهاى شام بود .
( 2 ) . « ضِغْث » بر وزن « حرص » به معناى دستهاى از چوبهاى نازك مانند ساقه گندم و جو يا رشتههاى خوشهء خرماست و به معناى بسته هيزم يا گياه خشكيده نيز آمده است و گاه به خوابهاى آشفته و درهم اطلاق مىشود و در اينجا به معناى مجموعهاى از عوامل نرمش است .