در حالات « شيخ ابو سعيد » از صوفيان معروف آمده است كه در جوانى شبها پس از آنكه اهل خانه به خواب مىرفتند آهسته برمىخاست و به مسجد مىآمد . در گوشهء مسجد چاه آبى بود . طنابى را به وسط چوبى بسته و سر ديگر طناب را به پاى خود مىبست سپس چوب را روى دهانهء چاه مىگذاشت و خود را تا نزديكى طلوع صبح در چاه معلق مىساخت و قرآن مىخواند . « 1 »
دربارهء « ابوبكر شبلى » آمده است : در آغازى كه مشغول به رياضت شد سالهاى دراز ، شبها نمك در چشم مىپاشيد تا به خواب نرود . « 2 » و امثال اين كارها كه در آثار صوفيه فراوان است .
اينگونه رياضتهاى خطرناك و آنچه مايهء رسوايى و آبروريزى است از نظر اسلام نامشروع است و بايد به شدت از آن پرهيز كرد . در ميان مرتاضان هند و بعضى از صوفيه ، اين گونه رياضتهاى نامشروع ديده مىشود كه اسلام با آن موافق نيست . بهترين رياضت ، پرهيز از هرگونه گناه و سپس بعضى از مشتهيات نفسانى از مباحات است كه در زندگانى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء هدى عليهم السلام و اصحاب و ياران آنها ديده مىشود كه گاه لباس خشن مىپوشيدند و به غذاهاى بسيار ساده قناعت مىكردند ، مقدار قابل ملاحظهاى از شب را بيدار مىماندند و به عبادت پرودگار مىپرداختند و اين رياضتها نورى بر نورانيّت آنها مىافزود .
در خطبهء 209 نهجالبلاغه داستان افراط و تفريط دو برادر به نام علاء بن زياد و عاصم بن زياد را خوانديم كه يكى بسيار زندگى مرفهى داشت و ديگرى به كلى دست از كار كشيده و در گوشهاى از خانه مشغول عبادت بود و امام عليه السلام به
هامش
( 1 ) . تاريخ تصوف دكتر غنى ، ص 361 .
( 2 ) . تذكرة الاولياء ، ج 2 ، ص 164 .